نمىدارند ، و هيچ كس دست به سوى آنان دراز نمىكند .
در مورد تقسيم ميوه ، يا آن را مطابق قرارداد تقسيم مىكنند ، يا كشاورزان سهم مالك را مىخرند و بهاى آن را به اقساط مىپردازند .
غلات را غالبا با هم و بر حسب وزن من خريد و فروخت مىكنند ، مثلا مىگويند فلان قدر گندم يا جو ، برنج ، نخود ، عدس از قرار هر من فلان مبلغ . ميوههاى درختى غالبا به سود ارباب تقسيم مىشود ، زيرا بر خلاف غلات و حبوب كه كاشتن و جمع كردن آن كم خرج و آسان نيست ، برداشت محصول سردرختى زحمت و خرج زياد ندارد ، و بر حسب توافق قبلى نصف يا دو سوم آن سهم مالك است .
درآمد حاصل از پرورش اغنام و احشام همانند عوايد املاك مزروعى تقسيم مىشود ، يعنى يك سوّم پشم گوسفندان ، و يك سوّم بچههايى كه مىزايند از آن ارباب ، و دو سوّم متعلق به رعيت است ؛ و درآمد حاصل از فروش چوبهايى كه در زمينهاى مزروعى و باغ و بوستان به عمل مىآيد بيشتر عايد ارباب مىشود ، زيرا دو سوّم آن متعلق به ارباب و يك ثلث از آن دهقان است ، و زحمت بريدن و افگندن درخت و فروختن آن به عهدهء كشتگر مىباشد .
روش بهرهبردارى از زمينهاى مزروعى مالكان خصوصى بدين قرار است كه به شرح آمد ؛ طريق تقسيم درآمد اراضى خالصه يا متعلق به شاه نيز با اين شيوه تفاوت ندارد ، جز اين كه دربارهء درختان خرماى اراضى خالصه مقرراتى ديگر جارى است .
خرما اصولا ميوهاى نيروبخش و شيرين است ، و در هيچ نقطهء سراسر گيتى نخل به شيرينى و لذيذى خرماى ايران بار نمىآورد . من در بسيار نقاط شاهد و ناظر بودهام كه دهقانان براى هر اصله نخل بهاى نسبتا زيادى مىپردازند ، و شنيدهام كه در سراسر امپراتورى ايران رسم بر همين است . به اعتقاد من علّت برترى اين درخت بر ديگر درختان ميوه دهنده اين است كه چون بلندى نخل تقريبا چهار برابر ارتفاع ديگر درختان ميوهرسان مىباشد كمتر دچار آفات مختلف گياهى مىشود ، و همه سال مقدار معينى ميوه مىدهد . در جهرم يكى از شهرهاى فارس كه بهترين انواع خرما در آن جا به عمل مىآيد قيمت يك اصله نخل متجاوز از يك محمودى معادل نه سو مىباشد .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1239
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٣٩