مىرود شش يا هفت تن را كه هر يك قوشى در دست دارد همراه خود مىبرد .
مهتر سگبانان سگبان باشى ناميده مىشود . سگان شكارى ايران مانند سگان شكارى اروپا بزرگ و زيبا نمىباشند . ايرانيان به طور كلى از سگ مىهراسند ، و از آن بيزارى مىجويند زيرا در شريعت اسلام لمس كردن سگ نجس و حرام است . با اين همه هميشه به دنبال پرندگان شكارى شش يا هفت سگ شكارى كه جملگى به زنجير بسته شدهاند در پى شاه مىروند .
پس از مشاغلى كه شرحشان گذشت بايد از حرفت پزشكى و اخترگرى سخن بگويم . راست اين است كه پزشكان و ستارهشناسان در دربار حرمت بسيار دارند ، و ثروتشان نيز زياد است . شاه در دربار خود دوازده يا سيزده پزشك دارد ، امّا ميان آنان سه نفر به تفاوت از احترامات و دارايى بيشتر برخوردارند . برترين آن سه را حكيم باشى ، ديگرى را حكيم بزرگ ، و سومين را حكيم كوچك خطاب مىكنند .
اينان در حضور شاه حقّ نشستن دارند ، و هر زمان در دربار نشسته باشند دو يا سه تن از پزشكان درجهء پايين پشت سرشان بر پاى مىايستند . وقتى شاه به غذا خوردن مىنشيند حكيمباشى در كنارش جاى مىگيرد تا به سؤالات او جواب بگويد .
فى المثل اگر بپرسد چه غذايى براى مزاجش سازگارتر است ، و از خوردن چه غذايى بايد بپرهيزد پاسخ بدهد ؛ عده اخترگران پادشاه همچندان بل كه بيشتر است ، و مانند پزشكان سه نفر آنان بنامتر و محترمتر و مقربترند ، و من در فصول پيشين اين كتاب دربارهء احترام و اعتبار پزشكان و اخترگران دربار ، و جامعهء ايرانيان به سزا بحث كردهام .
اين بود شرح مشاغلى كه در دربار ايران ارج و حرمت دارد ، و صاحبان آن مشاغل مجازند در حضور شاه درآيند و بنشينند ، و آنان كه داراى مشاغل آتى الذكر مىباشند اين امتياز مهم را ندارند .
نخستين و برترين آنها رئيس گروه حاملان مشعل است كه به او مشعلدارباشى مىگويند و كارى نسبتا معتبر دارد . وى مهتر و رئيس گروهى است كه مراقبت روشن نگهداشتن همهء شمعها و فانوسها و چراغهايى كه داخل و بيرون كاخ را روشن مىكند به عهدهء آنان محول است . به هنگام شب هر زمان شاه قصد بيرون شدن از كاخ كند مشعلدارباشى فانوس سنگينى را كه پايهاش چوبين و سر تيز است بر دوش مىكشد و پيشاپيش شاه به حركت درمىآيد ؛ و هر جا كه معظم له توقف كند سر پايهء تيز مشعل را
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1226
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٢٦