تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1225

مساهمون:

ص١٢٢٥
از اسبهاى تقديمى به شاه عايد وى مىگردد . و نيز كسانى كه شاه به آنان اسب مىبخشد بنا به رسم بايد حقى به او بدهند . مقدار اين درآمدها به نسبت ارزش اسبها متغيّر است ، و گاه به ازاى هر اسب ده پيستول مىدهند . از روى ديگر چون پادشاه به مناسبتهايى صاحبمنصبان و مأموران خود را ارتقاء مقام مىدهد از بخشيدن اسب به آنان دريغ نمىورزد ، ميرآخرباشى از موقع استفاده مىكند و از كسانى كه صاحب اسب شده‌اند هدايايى مىگيرد . ميرآخرباشى براى انجام دادن خدمات متنوع خدمتگران و فرمانبران متعدد زير فرمان دارد از آن جمله است جلودارباشى ؛ او مهتر جلوداران اسبان و ميرآخر اول است . او همواره در ركاب شاه ، و آمادهء خدمت اوست . هر روز از بامدادان پنج يا شش اسب سوارى را با زين و ساز و برگ كامل آراسته بر در قصر مخصوص آماده نگه مىدارد . دو تا از اسبان لگام زده و كاملا آمادهء سوارى بر در قصرند ، و چهار ديگر با زين و برگ ، اما بدون لگام و بسته به آخرند . زيندارباشى مهتر گروه كسانى است كه مسؤوليّت مرتب و آماده داشتن زين و برگ اسبها با آنهاست . اوزنگو قورچىباشى يا ركابدار نايب ميرآخر و نخستين كس است كه سوار بر اسب پشت سر شاه مىرود . او ده تن كه هر يك هزار و پانصد اكو حقوق مىگيرد زير فرمان دارد . هزينهء غذاى جملگى نيز با دربار است . ميرآخر - باشى رئيس نوكران پيادهء شاه كه عده‌شان از سى نفر نيز فزون است ، مىباشد . ميرشكارباشى چهارمين دسته از شاغلين دربار است . شاه در سراسر كشور افزون بر هزار شكارگر به خدمت دارد كه همه زير فرمان ميرشكارباشى مىباشند . وى مباشر همهء جنگلها و شكارگاه‌هاست . در ايران ساز و برگ شكار بر اطلاق اهميّت بسيار دارد ، زيرا در اين سرزمين مانند كشور آلمان شكار كردن رايج است . وقتى شاه به قصد رفتن به ييلاق از پايتخت بيرون مىشود ميرشكارباشى صد تن را كه همگى حقوق خويش را گرفته‌اند در پى وى مىبرد . همچنين چندين شير و پلنگ و ديگر حيوانات درنده را كه جملگى اهلى و رام شده‌اند ، و نگهبانان آن حيوانات همه تابع فرمان وى مىباشند به دنبال پادشاه در حركت مىآورد . قوشدارباشى و سگبان‌باشى نيز زير فرمان اويند ، و بر اعتبارش مىافزايند . چون پرورش مرغان شكارى در ايران مرسوم ، و سخت مورد توجّه مىباشد ، براى نگهدارى و تغذيه و تربيت آنها جايگاههاى خوب و وسيع مىسازند . ميرشكارباشى هنگامى كه شاه به قصد شكار از شهر بيرون