تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1192

مساهمون:

ص١١٩٢
دوخته شده كه داراى دوازده ترگ است ، و هر ترگ به اندازهء يك مهر است . قزلباشها همچنان كه در ايام جنگ زير چادر به سر مىبردند در روزهاى صلح نيز در خيمه زندگى مىكنند ، و به پرورش گوسفند و فروختن آنها اشتغال دارند . قزلباشها به مناسبت اين كه چندان به شيخ صفى خدمت كرده بودند كه او به تأسيس سلسلهء صفويه كامياب شد ، و نيز به سبب اخلاص و اعتقاد راستينى كه به حضرت على و امامان داشتند در دربار و جامعه ايرانى نفوذ و قدرت فراوان يافتند ، و داراى تسلط زياد شدند . نفوذ و سلطهء آنان چندان شد كه مشاغل مهمّ دربار و امور مربوط به رهبرى جنگ را در اختيار خود گرفتند ، و اعتبارشان چندان فزونى يافت كه نه تنها سپاهيان و دربار بلكه همه ملت ايران به نام قزلباش شهرت يافتند ، نامى كه در طىّ قرن گذشته مايه هراس و وحشت تركها و هنديها و تاتارها بود ؛ و بر اثر قدرت همين قزلباشها بود كه زبان تركى تا اقصى نقاط شمالى ايران گسترش يافت ، و اين زبان در دربار چندان نفوذ پيدا كرد كه درباريان به تركى بيش از زبان فارسى تكلم مىكردند . قزلباشها تا قريب به اواخر دوران پادشاهى شاه عباس كبير مهم‌ترين و ممتازترين طبقات سپاهيان ايران بودند . اما اين پادشاه اندك اندك قدرت ايشان را درهم شكست ، زيرا پادشاه از نفوذ آنان در دربار و لشكريان خود بدگمان و ترسان بود ، و از سوى ديگر قزلباشها با روش سلطنت استبدادى وى مخالف بودند . اما شاه براى كاهش قدرت ايشان اين بهانه را مىآورد كه قزلباشها در زمان سلطنت پدرش همواره طريق عسيان و سرپيچى مىپيموده‌اند ، بعضى از شاهزادگان به دست آنان جان باخته‌اند و با او نيز به خلافند . شاه عباس كه بدخواه قزلباشها بود پس از اين كه دو سپاه براى مقابله و رويارويى آنان ايجاد كرد اندك اندك تا حدى كه توانست به كاهش قدرت و بىاعتبار كردنشان كوشيد . بزرگان ايشان را كه در دربار و ارتش مناصب مهم داشتند يكى پس از ديگرى طرد و خوار كرد ، و هر دستهء آنان را به يكى از نواحى دور افتاده از پايتخت فرستاد . قزلباشها از افراد سوار نظام بودند ، و سلاحشان تير و كمان و شمشير و خنجر و نيزه بود ، و نيز تبرى با خود زير رانشان مىبردند . سلاح تدافعى آنان سپرى بود كه بر پشت مىانداختند ، خودى كه روى سرشان مىنهادند و زرهى كه قسمتى از صورتشان را مىپوشاند . نفرات برخى از فوجهاى آنان تفنگ نيز داشتند . در حال صلح پياده