تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1189

مساهمون:

ص١١٨٩
از اين كه بعد از درگذشت پدرشان بر اريكهء سلطنت تكيه مىزدند زنان و خواجگانى را كه در صحبت ايشان باليده بود به كارهاى گران مىگماشتند ، و بدين سان آنان را بر خود مسلط مىكردند . به سخن ديگر مملكت به دلخواه و دستور آنان اداره مىشد . خواجه سرايان ناداشت و بدانديش و نامؤمنى كه بر اثر سالها رفت و آمد در حرمسرا و گفتگو با زنان فاقد همهء فضايل انسانى مىباشند ، و اگر شاه را چند ساعت ناظر اعمال خود نبينند فتنه‌ها برمىانگيزند و با تمام نيرو با همه نقشه‌هاى جنگى و طرحهاى اساسى وى به مخالفت برمىخيزند ، و با هزاران مكر و حيل در دل او راه مىيابند و وى را از كارهاى خوب و بزرگى كه ممكن است به اجراى آنها تصميم كرده باشد باز مىدارند ، و وزيرى كه شاه را به طرح و اجراى امور مهم و اساسى رهنمون شده قربانى نيات شوم و حسدورزيهاى تبهكارانهء خود مىكنند . با اين كه حرارت و روحيهء سلحشورى در دلهاى مردمان ايران رو به سردى و افسردگى نهاده ، اما تربيت و نگهدارى سپاه همچنان به صورت ناقص بجاست . از قرنها پيش تا زمان پادشاهى شاه عباس رسم بر اين جارى بود كه هيچيك از پادشاهان به خرج خود سپاه نمىآراستند ، و مجموع لشكريان ايران همان عدّه مردان سپاهى بود كه هر يك از حاكمان ايالات به نسبت وسعت و عايدات خود در محل حكومت خويش نگهدارى مىكردند . شاه عباس اين كشورگشاى نامور به سببى كه پيش از اين ذكر كردم دو واحد سپاهى به خرج خود بر پا كرد . يكى از اين دو واحد متشكل از دوازده هزار سرباز پياده نظام بود كه تيپ تفنگداران ناميده مىشد . زيرا پادشاه آنها را به جاى تير و كمان كه سلاح معمولى آن روزگاران بود به تفنگ مسلح كرده بود ، و اين نخستين فوج پياده نظام بود كه در ايران تشكيل شده بود پيش از آن در ايران و غالب كشورهاى مشرق زمين همه جنگاوران سوار بر اسب پيكار مىكردند . شاه عباس اين تيپ مسلح به سلاح گرم را براى مقابله با قواى ينىچرى عثمانيها در وجود آورده بود . زيرا اين خيال در ذهن او خطور كرده بود كه قدرت نظامى پادشاه عثمانى بر اثر وجود ينىچرى كه به زبان تركى به معنى سپاه نو است افزايش كلى يافته و موفقيتهاى نظامى بزرگى براى وى به بار آورده است ، از اين رو وى نيز به ايجاد آن كوشيد . در ايران تشكيل سپاه پياده نظام قديم‌تر از زمان پادشاهى شاه عباس بزرگ نيست ، و از آغاز تشكيل آن پيش از صد و بيست سال نمىگذرد ، در كشورها و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1189 | ژان شاردن / اقبال يغمايى