تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1182

مساهمون:

ص١١٨٢
عزيمت ايشان آگاه شده‌اند ، و كسانى را به ربودن وى يا دزديدن فرمان شاه گماشته‌اند . اما اين وقايع بسيار كم و به ندرت اتفاق افتاده است ؛ و فرمان مرگ چنان محرمانه صدور مىيابد كه هواداران محكوم هرگز آگاه نمىشوند . افزون بر اين به منظور اين كه محكومان از حادثهء غم انگيزى كه در پيش دارند آگاه نشوند ، و سخت غافلگير گردند ، شاه هشت روز پيش از وقوع حادثهء هايله جان ستان خلعتى براى او مىفرستد . هر تيره بخت ستاره سوزى كه مورد خشم و غضب شاه قرار گيرد همه داراييش به مصادره گرفته مىشود ، و چنان بينوا و فقير مىگردد كه به اندك چيزى دسترس ندارد . نه تنها همه دارايى و غلامش را مىستانند ، بلكه زن و فرزندانش را نيز از او دور مىكنند ، و مالك چيزى جز جامه‌اى كه بر تن دارد نمىباشد . حتى پيراهن ديگرى ندارد كه با پيراهن چركينش عوض كند ، و همه كس با او به مخالفت برمىخيزد . حتى به بهانه اين كه معلوم نيست شاه اجازه زنده ماندن به او مىدهد يا نه ، وى را از آشاميدن يك جرعه آب ، يا كشيدن يك قليان محروم مىدارند . اما بسا ممكن است كه شاه پس از سپرى شدن روزى يا ماهى چند نسبت به محكوم واژگون بخت اندك اندك بر سر مهر آيد ، و در مرحلهء نخست اجازه دهد زن و فرزند و غلام و كنيز و قسمتى از اموالش را به دو باز گردانند ، و پس از گذشتن مدتى بيشتر ، شاه دگر بار وى را به خدمت بپذيرد ؛ و اگر تنها جانش را ببخشد پس از سپرى شدن چند هفته اجازه مىدهد كه بستگان و دوستانش از نظر مادى چندان به وى مدد رسانند كه به آسايش و فراخى نعمت روزگار بگذراند . نكتهء قابل توجه و امعان نظر در سياست دربار ايران اين كه در سپردن كارهاى مهم به افراد هيچ گونه تنگ نظرى و بدگمانى در ميان نيست ، چنان كه حكومت سرزمينى را به دست همان كس مىسپارند كه در جنگ به زانو درآمده ، و قبلا در تملك و تصرّف وى بوده است ، و هرگز از طغيان و تمردش نمىانديشند و پروا ندارند . همچنين به پادشاهان و شاهزادگانى كه با ايران دشمنى داشته‌اند ، و بر اثر ظهور حوادثى به فرجام به ايران پناهنده شده‌اند به جوانمردى رفتار مىكنند ، و مقام و منصب مىدهند ؛ و من بارها ديده‌ام كه حكومت ايالتى را به يكى از امراى ازبكان سپرده‌اند ؛ و در همين ايام اخير پسر مغول كبير اورنگ زيب پادشاه كنونى سرزمين هند زمانى كه به ايران گريخته بود و به پادشاه ايران پناه آورده بود ، حاكم يكى از ايالات مهمّ ايران بود .