مدّ نظر بوده ، اكنون در ايران به صورت عادت درآمده و اجرا مىشود . بدين صورت كه پادشاه افراد ذكور خاندان سلطنت را كور مىكند تا هرگز آرزو و سوداى سلطنت در ذهنشان خطور نكند . اين سياست دربارهء فرزندانى كه از نسل ذكور يا اناث دودمان سلطنت در وجود مىآيند يكسان اجرا مىگردد ؛ زيرا چنان كه گفتم فرزندان ذكور هر دو شاخه ذكور و اناث مىتوانند پادشاه بشوند .
نابينا كردن افراد ذكور خانوادهء سلطنت در هر سن و سال كه باشند بدين سان صورت مىپذيرد كه پادشاه فرمان كتبى صادر مىكند كه فلان پسر منسوب به خاندان سلطنت را نابينا كنند . فرمان را به دست نخستين كس كه ديده شود مىدهند تا به مقصد برساند . زيرا در ايران دژخيم موظف كه پيوسته در خدمت باشد وجود ندارد .
حامل فرمان ، آن را به عمارتى كه بچه در آن جاست مىبرد و مىگويد طبق فرمان شاه آمده است ، تا فلان شاهزاده را ديدار كند ، و دربارهء موضوعى كه به سود و صلاح اوست گفتگو كند ، و چون كسان شاهزاده از متن فرمان آگاه مىشوند شيون و فغانشان به آسمان بلند مىشود ، امّا چون چاره ندارند خواجه سرا طفل را به آورندهء فرمان مىسپارد ، و او شاهزاده را پيش اجرا كنندهء فرمان مىبرد . عامل روى زمين مىنشيند ، طفل را روى زانوانش دراز مىكند ، صورتش را به طرف بالا مىگرداند و در حالى كه با بازوى چپش سر طفل را به سختى مىفشارد با يك دستش پلك چشم بچه را باز مىكند ، و با دست ديگرش به وسيلهء يك نشتر مردمكهاى چشم بچه را يكى پس از ديگرى بىآنكه تباه شود بيرون مىآورد ، آنها را در دستمال مىگذارد و پيش پادشاه مىبرد .
بچهء نابينا را به آن جا كه برده بود بازمىگردانند . در آن جا با گردهايى بر جراحتش مرهم مىنهند و وقتى زخم درمان شد از حدقهء چشم چيزى ترشح نمىشود امّا تا زمانى كه طفل زنده است همچنان اشك مىبارد ، و اين امر همواره او را قرين رنج و زحمت مىدارد ، زيرا هر زمان در انجمنى حضور مىيابد ناچار است گاه گاه براى ستردن اشكهايش از ميان جمع بيرون برود و آنها را پاك كند ، و نوارى پاكيزه دور سر بپيچد . نوارى كه اين شاهزادگان تيرهبخت براى پوشاندن حفرههاى چشمان خود به كار مىبرند عبارت از دستمالى ابريشمين تا شده به عرض دو شست يا روبانى سبز رنگ است .
بركندن مردمك چشم شاهزادگان از زمان پادشاهى شاه عباس دوّم معمول
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1160
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٦٠