مىشود كه به معنى شوراى جنگى است .
گر چه در ايران هيأت دولت مشخص و معين وجود ندارد ، اما رجال مسؤول به هر حال رها نمىكنند كه كارها با هم اختلاط يابد . آنان هر روز صبح و عصر در محل كاخ در عمارتى كه كشيك خانه نام دارد اجتماع مىكنند و به رتق و فتق امور مىپردازند . بزرگان در آن جا به انتظار مىنشينند تا شاه در مجمع آنان درآيد و معمولا وى بين ساعت يازده و ظهر وارد كشيك خانه مىشود . شركت كنندگان در مجمع دربارهء مسائل مهمى كه شاه بايد راجع به آنها اظهارنظر كند و راى دهد به مذاكره مىپردازند . پادشاه نيز معمولا درخواستها و عرضحالهايى را كه به دربار رسيده به مجمع ارجاع مىكند ، تا بزرگان دربارهء جوابى كه بايد داده شود به شور بنشينند و به عرض او برسانند . همچنين گزارشهايى را كه مىخواهد نظر اعضاى هيأت را دربارهء آنها بداند بدان مجمع احاله مىكند .
موضوعى كه سخت مايهء نگرانى و ناراحتى وزيران است مجلس مشاوره و فرماندهى حرمسراست . اين مجلس گر چه رسمى نيست اما تصميماتى كه در آن گرفته مىشود از مذاكرات و تصميمات مجلس وزيران اعتبار بيشتر دارد . اعضاى اصلى مجلس مشاورهء حرمسرا مادر شاه ، خواجه سرايان مهم و معشوقههاى مورد توجه شاه مىباشند ، و اگر وزيران نتوانند تصميمات خود را با هوسها و منافع اعضاى مجلس مشاورهء حرمسرا هماهنگ كنند نه تنها حاصل مذاكرات و زحماتشان به هدر مىرود ، بل كه بسا ممكن است جان خودشان در معرض تلف افتد . زيرا شاه بيشتر ساعات عمرش را در حرمسرا مىگذراند . لاجرم معشوقان زيبا و مادرش بر او نفوذ كامل دارند و در حقيقت مالك وى مىباشند .
در ايران سلطنت موروثى ، و حقّ اولاد ذكور است ، اما فرقى ندارد كه پسر از مادر منسوب به خانوادهء سلطنت به دنيا آمده باشد يا زادهء كنيزى باشد ، و اين امر ناشى از اين واقعيت است كه جانشينان حضرت پيغمبر از طريق دخترش حضرت فاطمه سمت امامت يافتند ، زيرا پسران حضرت رسول پيش از اين كه به سنّ ازدواج برسند درگذشتند ، و براى حضرت جز فاطمه اولادى نماند كه وى را به عقد ازدواج پسر عمويش حضرت على درآورد ، و از نسل او امامان در وجود آمدند .
اما آنچه در قوانين حقوقى ايران بيشتر درخور شگفتى است اين است كه افراد كور حقّ پادشاهى ندارند . اين قانون كه بيشتر نكات و مفاهيم اخلاقى آن مورد توجه و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1159
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٥٩