تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1154

مساهمون:

ص١١٥٤
مىكند ، از سر هوسناكى به قتل كسى فرمان مىدهد ، و دور نيست آن كه در آغاز تشكيل محفل انس و الفت نزديك‌ترين مصاحبش بوده در پايان مجلس قربان شده باشد . ايرانيان در اين مورد شعرى بدين مضمون دارند كه به آوردن مىارزد : مبادا به تبسّمى كه شاه به روى شما مىكند غرّه و شادمان شويد ، زيرا اين خنده نشان مهر و مدارا نيست ، مىخواهد به شما نشان دهد و بنمايد كه دندانهايى به تيزى چنگال شير دارد . با اين همه من هرگز نديده و نشنيده‌ام كه از پادشاه جز بر درباريان و بزرگان بر ديگر خلقان بىدليل ستمى رفته باشد . با اين كه درباريان و جاه‌مندان آسان در معرض عتاب و غضب شاه و خطرات جان شكار قرار مىگيرند هرگز به دربار پادشاهانى كه چنين مطلق العنان و خودكامه نيستند رو نمىآورند زيرا در شرايط بندگى و سر سپردگى پرورده شده‌اند و بدان خوپذير گشته‌اند ، و اين خطرات عظيم و جان‌ستان را همانند ديگر مخاطرات كه براى مردمان پيش مىآيد تحمل مىكنند ، و بىآن كه بيش از آن چيزى درك كنند سر تسليم و ارادت پيش مىآورند . امّا اين نشان آن نيست كه درخور آزادى نمىباشند و قدر اين موهبت بزرگ را نمىشناسند بلكه برعكس وقتى بزرگان ايران مىشنوند كه مردم خوشبخت كشورهاى اروپا در پناه قانون زندگى مىكنند ، و قوانين فردى و اجتماعى ضامن حفظ مال و جان و ناموس آنان مىباشد دوام سعادت آن ملك و ملت را آرزو مىكنند . با اين همه چنان مىنمايد كه با آنان و ديگر كسان از دنيايى رؤيايى و خيال انگيز صحبت مىكنند . و رضا نمىشوند از آنچه نصيبشان شده دل بركنند . از روى ديگر مايهء شگفتى نيست كه چرا پادشاهان ايران مستبد و خودكامه‌اند ، زيرا حكومت ايران مبتنى بر قدرت نظام است ، و از هزار سال پيش از اين كه شاهنشاهى ايران بر اثر هجوم تازيان سقوط كرد و غارت و ويران شد همواره عرصه‌گاه زورآزمايى و در معرض جدال و ستيز و آويز بوده است . پس از حملهء اعراب مغولان ، و از آن پس تركان و تاتارها بر اين سرزمين مسلط شدند ، و آنان كه اكنون نيز اين كشور را زير سلطهء خود دارند برخى مانند شاه نژاد از تاتار و تازيان دارند ، و برخى چون چريكان جديد گرجىاند و آشكار است هر آن جا كه حكومت نظامى خيمه بر پا داشته است آزادى خفه و خاموش مىگردد ، و استبداد
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1154 | ژان شاردن / اقبال يغمايى