تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1143

مساهمون:

ص١١٤٣
اين تضاد عقيده غالبا چنان قوت مىگيرد كه به مجادله مىانجامد ، و بنا به گفتهء خودشان وضع چنان آشفته و نابسامان مىگردد كه اصلاح آن دشوار ، بل محال مىنمايد ، چنان كه بدين صورت درآمده است . ايرانيان معتقدند كه در سال 296 هجرى قمرى دوازدهمين نفر از سلسله جانشينان حضرت پيغمبر و آخرين امام بدون انتخاب جانشين ، به ارادهء خدا ، ناگهان از ميان خلق ناپديد شد . وى نه به آسمان رفته ، و نه وفات يافته ، بل كه در جايى نامعلوم ، تا زمانى كه به فرمان بارى تعالى ظهور كند ، به سر مىبرد ، و آن گاه كه به فرمان خدا ظاهر شود و ميان خلق درآيد ، زمام همهء امور را به دست مىگيرد ، كافران را مسلمان مىكند و تا زمانى كه گردش زمين و آسمان بجاست بىآن كه كسى به مخالفت برخيزد ، به عدل و داد بر سراسر جهان پادشاهى مىكند . بنابراين شرح مسلمانان ايران در موضوع جانشينى امام به دو دسته تقسيم شده‌اند ؛ برخى از علماى روحانى و پيروانشان و متعبدان بر اين اعتقادند كه در تمام طول مدّت غيبت امام بايد يك مجتهد معصوم امور دينى و اجتماعى و حكومتى مملكت را اداره كند ، و اين مجتهد بايد جامع علوم ، و از هر جهت منزّه از هر فساد و گناه باشد ، و چنان بر همهء واجبات مذهبى و احكام دينى و دانشهاى بشرى احاطه داشته باشد كه هر پرسشى دربارهء مسائل دينى و اجتماعى از او مىكنند ، بىدرنگ به درستى جواب بدهد . امّا دستهء ديگر معتقدند در غيبت امام حق حكومت به يكى از بازماندگان بلافصل امام مىرسد ، و واجب و لازم نيست كه وى مانند امام جامع علوم ظاهر و باطن ، و از هر جهت معصوم باشد . بنابر همين نظر كه مورد تأييد بيشتر مردم است ، و مقبول‌تر مىنمايد شيخ صفى كه سر سلسلهء پادشاهان صفوى است ، و نخستين كس از اين دودمان است كه جامهء پادشاهى بر اندام خويش راست كرد ، با اين عقيده همراه نبود . وى در اواسط قرن چهاردهم و در آغاز نامداريش مهتر يكى از ناحيه‌هاى كوچك آذربايجان ، مجاور درياى خزر بود . به سبب پارسايى و پرهيزگاريش ميان جمع مردمان پيروان راستين بسيار داشت ، به ظاهر چنين مىنمود امّا در باطن خيال فرماندهى و دنيادارى و شهرت جويى در سر مىپروراند . زيرا همين كه فرصت را مناسب ديد و براى اجراى مكنونات ضمير خويش وسايل را آماده كرد ، راز دل را گشود و به طريق ديندارى به پيروانش گفت : دريغ است كه مسلمانان واقعى و پيروان راستين پيغمبر و امامان تن به مذلّت حكمرانى از خدا بىخبرانى ملحد