به هنر خود بدهند . كارشان همه ناقص و پيش پا افتاده است حتى صورتگرى پرندگان و جانوران را به درستى و دلپذيرى نمىتوانند . نقاشيهاى برهنهشان چندان بچگانه و نازيباست كه بيننده از ديدنشان دلگير مىگردد ، اما در عوض در كار نقشه اندازى و طرح پردازى گل و شاخه و برگ و امثال آن مهارت بسيار دارند ، و در هنر رنگآميزى از ما پيشاند . صورتگران ايرانى يا به طور كلى از رنگهاى روغنى استفاده نمىكنند ، يا كم به كار مىبرند . نقاشيهاى بيشتر صورتگران ايرانى به صورت مينياتور است . اين نقاشىها را كه به كمال زيبايى و دلپسندى است ، روى صفحاتى از مقواى سخت سفيد و صيقلى و ظريف كه نازكتر و صافتر از مقواهاى اروپاست ، با مهارت تمام مىكشند . قلم موهاى مينياتورسازان ايران بسيار نازك و ظريف است و نقشهاى بديعى كه مىآفرينند همه با روح و درخشان و ديدهنواز است . درخشندگى و جلا و جلوه و تابناكى رنگهاى نقاشيهاى صورتگران ايران مديون روشنى و خشكى هواى كشورشان مىباشد . هواى خوب اين سرزمين موجب ثبات رنگها و دوام درخشش آنهاست ، و حال آن كه هواى مرطوب اروپا تابناكى و جلاى نقاشىها را زايل ، و رنگ آنها را پخش مىكند . به سخن ديگر بر روى رنگهاى نقاشى كه در اول درخشش و تابش خيره كننده دارد نوعى تيرگى و غبار مىآورد .
اين نكته نيز گفتنى است رنگهايى كه نقاشان ايرانى به كار مىبرند بسى خوبتر ، كاملتر با طراوتتر و درخشانتر از رنگهاى ما اروپاييان است ، و ما از داشتن موادى كه آنان در ساختن رنگ از آنها استفاده مىكنند محروميم . همين سنگ لاجورد و روغن جلاى به اين خوبى كه استادان صورتگر ما همزمان مزايايش را مىستايند و از امتزاج سندروس و روغن كتان ساخته مىشود در دسترس ما نيست . اين ماده را كه حالت خميرى دارد هنگام به كار بردن ، در نفت ، و اگر نباشد در الكل حل و روان مىكنند .
پس از اين توضيحات بايد بگويم كه ايرانيان به راستى در هنر نقشه اندازيها و طرحريزيهاى گل و بوته و شاخه و برگ چه بر روى مقوا ، و چه بر گچ ، و ظروف مينايى سفالين اعجاز مىكنند ، و در اين فن از اروپاييان بسى جلوترند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1140
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٤٠