تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1099

مساهمون:

ص١٠٩٩

فصل سيزدهم جغرافيا و تاريخ

ايرانيان جغرافيا را علم المساحه « 1 » مىنامند كه به معنى علم نمايش است ، و در اين موضوع كتابها نوشته‌اند . اما اطلاعات آنان در اين مورد زياد نيست . مخصوصا آشنايى ايشان به فنّ نقشه كشى جغرافيايى بسيار اندك مىباشد . و اين بىگمان معلول طبع آرام و خانه نشينى ايرانيان است كه همهء مردم مشرق زمين بر اطلاق چنين‌اند ، و ميان ملل دنيا تنها اروپاييان به شوق جهانگردى و ارضاى حسّ كنجكاوى به همه قاره‌ها سفر مىكنند ؛ و من بر اين گمانم كه پديدآورندهء اين شوق مقتضيات سرزمين اروپاست ؛ و هر وقت به بررسى طبع و اخلاق و آداب و استعدادهاى ملّتهاى مختلف پرداخته‌ام ، موقع و مقتضيات محل اقامت آنان را عاملى مؤثر يافته‌ام و به اين نكته پى برده‌ام كه چگونگى آب و هوا و مقتضيات جغرافيايى اروپا ما را به احتياجاتى بيشتر از نيازمنديهاى مردمان مشرق زمين پاىبند كرده است . به سخن ديگر ما اروپاييان به غذا و پوشاك بيشتر نيازمنديم ، داروى افزون‌تر مىخواهيم ، و به بسى چيزهاى ديگر محتاجيم كه آنان لازم ندارند . با توجه به اين توجهات ، چون شرايط اقليمى گرماى بيشتر را در خود متمركز مىكند خون را بيشتر در بدن ما به جوش و تحرك مىآورد و همين تحريكات ملايم و مداوم موجب افزونى فعاليتهاى ذهنى ما مىگردد و نيازمنديهاى گوناگون نيز زبانهء آتش شوق را تيزتر مىكند . اين باور من است و اعتقاد راسخ دارم اگر پژوهشگرى به نظر تحقيق بدين موضوع بنگرد به اين نتيجه
هامش
( 1 ) - علم المساحت علم اندازه‌گيرى سطح است نه جغرافيا كه از جمله كلمات يونان قديم است . دانشمندان قديم ايران جغرافيا را علم المسالك و الممالك مىناميدند ، و در اين علم كتابها نوشته‌اند .