تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1101

مساهمون:

ص١١٠١
را نسبت به شرق و غرب مىسنجند . در نتيجه به شناسايى نقاط بيشترى كه براى ما ناشناخته است آگاهند . طرز تقسيم بندى زمين به قطعات و درجات ميان ايرانيان و اروپاييان يكسان است ، آنان مانند ما اروپاييان مبداء طول جغرافيايى را جزاير نيك بختى (
Iles fortune es
) يا جزاير خالدات مىدانند و برآنند كه مركز ربع مسكون زمين در سرزمين ايشان و در سيستان است ، و طول جغرافيايى زرنج مركز اين ولايت را نود ، و عرض آن را سى و سه درجه به حساب مىآورند . در كتابهاى رياضى و هيأت و نجوم طول و عرض جغرافيايى اين شهر چنين آمده است ؛ اما در كتاب جغرافيايى كه متعلق به من است ، همچنين در بعضى كتابهاى ديگر اين شهر جزو اقليم سوم در حساب آمده ، و عرضش سى درجه و سى و پنج دقيقه ، و طولش هشتاد و هفت درجه و هيجده دقيقه معين شده است ؛ و پس از بررسيهاى كافى مىتوان اظهار نظر كرد كه كداميك اين حسابگريها درست و مطابق با واقع مىباشد . ايرانيان به تاريخ نيز آشنايى زياد ندارند ، و اين گفته را آسان مىتوان باور كرد ، زيرا ملتى كه به وضع زندگى و چگونگى احوال مردمانى كه دور از آنها زندگى مىكنند آگاهى درست ندارند مسلم است كه از تاريخ گذشتهء آنان بىخبرند ؛ و اگر من خود در اين كار بررسى و تحقيق كامل نكرده بودم هرگز اين حقيقت را نمىپذيرفتم . مثلا با اين كه كمپانى هند شرقى هلند از هشتاد سال پيش در چندين شهر ايران مخصوصا در پايتخت شعباتى تأسيس كرده هنوز در سراسر ايران ده نفر نمىدانند كه حكومت هلند جمهورى است ، و اين عدم اطلاع مىتواند گواه صادق بىخبرى ايرانيان از تاريخ باشد . بديهى است در اين مورد بخصوص گناه و خطا از اولياى شركت است كه دربارهء چگونگى حكومت كشور خود به عذر اين كه دول مشرق زمين به حكومت استبدادى خو گرفته‌اند و از چگونگى حكومت جمهورى هيچ اطلاعى ندارند ، اخبار مبهم و نادرستى در كشورهاى دور از اروپا پراگنده مىكند . از اين رو هنگامى كه سفير يا نماينده‌اى به دربار ايران مىفرستد اعتبارنامهء او به امضاى فرمانده باتاويا يا پرنس دورانژ (
Prince d'orange
) صادر مىشود ؛ و دربار ايران مىپندارد كه امضاء كننده پادشاه كشور هلند است ؛ و بى آن كه در اين زمينه به تحقيقات دامنه‌دارى بپردازد باور مىكند كه حكومت هلند نيز مانند ديگر كشورهاى اروپا