تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1096

مساهمون:

ص١٠٩٦
* دشمن خويش را هرگز حقير و بيچاره مشماريد ، و پيوسته از او بر حذر باشيد . * گربه با اين كه حيوانى ضعيف و كم زور است اگر با شير رويارو شود از جان خود مىگذرد ، و به چنگالهايش چشم شير را در مىآورد . * چنان با مردم به انصاف رفتار كنيد كه در غيبت شما همچنان نكوگوى شما باشند كه در حضورتان از بيم به مدحتان زبان مىگشايند . * بكوشيد كه در تمام دوران زندگى در مهربانى ، بخشندگى و دستگيرى و يارى كردن به ديگران سرآمد همگان باشيد . زيرا روزى كه عمر به پايان رسد ، شاه و گدا يكسان درمىگذرند ، و اگر پس از مدتى گور پادشاه و سگبان را بشكافند ، تفاوتى ميان اين دو نيست . * وقتى بزرگان به شما محبتهاى شايان مىكنند به خدمتهاى كوچك از آنان سپاسگزارى كنيد . * هرگز از سخنان سردى كه مىشنويد افسرده خاطر و دژم نشويد . چرا از كسانى كه هميشه سخنان نوازشگرانه و مهرآفرين مىگويند پيروى نمىكنيد . * وقتى در دل اضطراب و نگرانى داريد سربازانى را به خاطر بياوريد كه در حال جنگ از شهرى نگهبانى مىكنند و آن كار را از حفظ جان خود لازم‌تر مىدانند . * پيش از آنكه از مرگ دشمن خويش شادمان شويد بينديشيد كه آيا خودتان قرنها زنده خواهيد بود . * زمانى بايد غذا خورد كه گرسنگى آدمى را رنجه كند ؛ آن گاه سخن گفتن بايد كه لب بر بستن زيان بدارد ، خوابيدن آن گاه ضرور است كه بيدار ماندن نتواند ؛