* دشمن خويش را هرگز حقير و بيچاره مشماريد ، و پيوسته از او بر حذر باشيد .
* گربه با اين كه حيوانى ضعيف و كم زور است اگر با شير رويارو شود از جان خود مىگذرد ، و به چنگالهايش چشم شير را در مىآورد .
* چنان با مردم به انصاف رفتار كنيد كه در غيبت شما همچنان نكوگوى شما باشند كه در حضورتان از بيم به مدحتان زبان مىگشايند .
* بكوشيد كه در تمام دوران زندگى در مهربانى ، بخشندگى و دستگيرى و يارى كردن به ديگران سرآمد همگان باشيد . زيرا روزى كه عمر به پايان رسد ، شاه و گدا يكسان درمىگذرند ، و اگر پس از مدتى گور پادشاه و سگبان را بشكافند ، تفاوتى ميان اين دو نيست .
* وقتى بزرگان به شما محبتهاى شايان مىكنند به خدمتهاى كوچك از آنان سپاسگزارى كنيد .
* هرگز از سخنان سردى كه مىشنويد افسرده خاطر و دژم نشويد . چرا از كسانى كه هميشه سخنان نوازشگرانه و مهرآفرين مىگويند پيروى نمىكنيد .
* وقتى در دل اضطراب و نگرانى داريد سربازانى را به خاطر بياوريد كه در حال جنگ از شهرى نگهبانى مىكنند و آن كار را از حفظ جان خود لازمتر مىدانند .
* پيش از آنكه از مرگ دشمن خويش شادمان شويد بينديشيد كه آيا خودتان قرنها زنده خواهيد بود .
* زمانى بايد غذا خورد كه گرسنگى آدمى را رنجه كند ؛ آن گاه سخن گفتن بايد كه لب بر بستن زيان بدارد ، خوابيدن آن گاه ضرور است كه بيدار ماندن نتواند ؛
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1096
مساهمون: ژان شاردن
ص١٠٩٦