مىرسد انگيزهء كسانى كه تن به مخاطره مىدهند و خويش را براى جهانگردى و ديدن جاها و چيزهايى كه نديدهاند و نشناختهاند آماده مىكنند جز نيازمندى و تحريكات بدنى چيزى نيست ؛ و بىگمان به همين سبب است كه بيشتر كسانى كه جهانگردى را وسيلهء ارضاى ناآراميهاى روحى قرار مىدهند ، يا كمبودها و نيازمنديهايى در زندگى دارند ، و يا به شدت تحت تأثير تحريكات جسمى قرار مىگيرند .
اما مردم مشرق زمين كه به طبع آرامند هرگز دچار غليانهايى كه ما بدانها گرفتار مىآييم نمىشوند ، به آنچه دارند خرسندند ، و آرزوهاى دور و دراز ندارند ؛ لاجرم شوق جهانگردى و ديدن كشورهاى دور و نزديك ، و علاقهمندى به شناختن اقوام مختلف و محل سكونت و نحوهء زندگى آنان دامنگيرشان نمىگردد ، و كمتر به دانستن مطالبى چون چگونگى مرزبندى كشورها و مراتب پيشرفت آنها در زندگى اجتماعى و صنعتى توجه مىكنند .
ايرانيان دربارهء آسمان و روشنان فلكى و ديگر چيزهاى مربوط به آن اطلاعات زيادى دارند ، و كرات فلكى خوب و درستى ساختهاند ، اما هرگز به ساختن نقشهء كرهء زمين نپرداختهاند ، و اين عدم توجه و بىاعتنايى ناشى از اين تصور نادرست است كه مىپندارند از مجموع سطح زمين فقط قسمتى از آن قابل سكونت است ، و بقيهء قسمتهاى زمين را آب فرا گرفته . به سخن ديگر كرهء زمين همانند نارنجى است كه در آب غوطهور باشد و فقط قسمتى از آن از آب بيرون آمده است . بنابراين اطلاعاتشان دربارهء زمين و درياها بسيار محدود و مبهم است .
ايرانيان معمولا موقع جغرافيايى نقاط مختلف را بر حسب اقليم و درجات جغرافيايى معين مىكنند زيرا اين روش را سهلترين راهها مىشمارند . اندازهگيرى عرض جغرافيايى يا ارتفاع به درستى به آنان نشان مىدهد كه نقطهء مورد نظرشان در چه محل واقع شده است ، اما چون نسخهبرداران از روى نسخههاى اصلى بر اثر عدم توجه و يا كم سوادى طول و عرض جغرافيايى را غالبا نادرست و كم يا زياد مىنويسند ، در تعيين محل جغرافيايى نقاط مختلف غالبا اشكالات و اشتباهات بزرگى پديدار مىشود .
ما اروپاييان حدّ فاصل خطّ استوا و قطب را به دوازده اقليم تقسيم مىكنيم و موقع جغرافيايى هر اقليم را نسبت به شمال و جنوب مىسنجيم ، اما ايرانيان مكانهاى فاصل ميان خط استوا و جنوب را به هفت اقليم قسمت مىكنند ، و محل و موقع هر اقليم
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1100
مساهمون: ژان شاردن
ص١١٠٠