هم گفتنش آسانتر و هموارتر باشد و هم در ذهنها بهتر بنشيند . به اين جملههاى نغز و دلاويز كه سرشار از ملاحت و زيبايى مىباشد امثال و حكم هم مىگويند . همچنين ايرانيان ضمن بيان افسانهها و داستانهاى شيرين و آگنده از لطافت و ظرافت خود بسيارى از نكات و دقايق اخلاقى و اجتماعى و سياسى را مىآورند كه در هر كدام نشانههايى از مجموع دانشهاى بشرى مضمر و مستتر است ؛ و به اعتقاد من اين افسانههاى دلنشين و گيرا كه هر يك گنجينهاى از لطافت حكم و كنايات و اشارات عبرتآموز مىباشد و به دو منظور پرداخته شده ، نخست اين كه اصولا وقتى معانى بلند به صورتى زيبا در قالب افسانه و حكايات در آيد بيشتر و بهتر در ذهن مىنشيند و شنوندگان و خوانندگان را تحت تأثير قرار مىدهد كه به صورت عادى و خشك و خالى از ظرافت بيان شود . دو ديگر اين كه حكومت كشورهاى مشرق زمين بر اطلاق از روزگاران گذشته استبدادى بوده ، و پادشاهان مالك جان و مال مردمان خود بودهاند ، و هنوز نيز رسم بر اين گونه است . پادشاهان قدرت مطلق و نامحدود دارند به هر چه اراده كنند مىتوانند ، ناكرده گناه مردمان را مىكشند يا به زندان مىافگنند ، صدراعظمها ، وزيران ، فرماندهان سپاه نيز بر جان و مال مردمان مسلّطاند . در چنين شرايط و احوال هيچ مصلحتانديش و خيرخواهى از بيم برانگيختن خشم شاه و صدراعظم و ديگر جاهمندان جرأت آن نمىكند كه آن مغروران غره به جاه و مقام را به راه خير و انصاف دلالت كند . ناچار دانايان خيرانديش جباران را از طريق آوردن افسانهها و داستانهاى عبرتانگيز به ترك بيدادگرى و جان ستانى و آزار كردن خلق مستمند مىخوانند . و اين است نمونههايى از امثال و حكم :
تفاوت ميان گفتار دانا و گفتهء نادان اينست كه آن مايهء آرامش و آشتى و مسالمت جويى است و اين بر پا كنندهء شر و پرخاشگرى است .
ترس از خداى بزرگ نشان هوشمندى و بسيارى خرد است .
آن كس مىتواند دعوى داشتن دانش و خرد كند كه فرمانبر زن نباشد .
تجربه بر كارآيى هوش مىافزايد .
دشمن دانا از دوست نادان بهتر است .
داناى واقعى كسى است كه از خرمن دانش هر كسى خوشه برچيند .
سه گروه مردم از همنشينى و مصاحبت با سه گروه جز زيان و پشيمانى نصيبى نمىبرند : مردمان شريف و آزاده از هم صحبتى با افراد پست ؛ افراد
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1051
مساهمون: ژان شاردن
ص١٠٥١