فصل دوازدهم دربارهء اخلاق ايرانيان
ايرانيان اتيك (
Ethique
) فلسفه اخلاق و آداب را علم الحكمه مىنامند ، و مىتوان باور داشت به اين علم بيشتر از همهء علوم توجه و اعتنا مىكنند . از اين رو از همهء اقوام و ملل ديگر بيشتر به اصول اخلاقى پاى بندند ؛ و چون به مقدرات و سرنوشت و حكمت بالغ رب جليل و فرز بود يزدانى اعتقاد راسخ دارند در برابر نزول سختترين بلاها و دردناكترين دردها سر تسليم فرود مىآورند و به قسمت ازلى به ديدهء رضا مىنگرند ، حتى مرگ را چون فرمان معبود است با خوشرويى استقبال مىكنند . همچنين مىتوان گفت كه همين فضايل اخلاقى و انسانى مايه تحكيم بسيارى از صفتهاى نيكو مانند شكيبايى ، نيرومندى ، ميانهروى در نهاد ايشان مىشود .
ايرانيان بر اثر تجلى همين فضائل و مظاهر متعالى از آزمندى و طمع ورزى به شدت بيزارى مىجويند ، از ميهماننوازى دلشان شاد مىشود ، شيفته و دلباختهء دادگرى و انصافند و بر اين اعتقادند كه يزدان پاك گناه پادشاهان بيدادگر را هرگز نمىبخشد ، و روز شمار بر ايشان سخت مىگيرد . آنچه من در فصل يازدهم اين كتاب دربارهء اخلاق ايرانيان آوردهام ، و آنچه بنا به اقتضاى سخن دربارهء هوشمندى و آداب و كردار آنان نوشتهام مىتواند بيانگر صادق و راستين باشد ، و در اين فصل منحصرا به شرح سه موضوع ، نخست انموذجى از امثال و حكم ، دو ديگر برخى افسانههاى معروف آنان ، و سوم نقل گزيدهاى از پندها و اندرزهاى اخلاقى ايرانيان مىپردازم .
پيش از شرح مطالب سه گانهء مذكور بايد بگويم كه يكى از اختصاصات ذهنى و فرهنگى مردم مشرق زمين اينست كه چكيده و عصارهء انديشههاى بلند خود را در جملات كوتاه و پر مغزى كه اصطلاحا كلمات قصار ناميده مىشود مىگنجانند تا