سيميا نام ديگرى است كه مردم ايران به سحر و جادو نهادهاند . اين كلمه از لفظ اسم كه به معنى نام است اشتقاق يافته ، و نامگزارى سيميا به تعويذ و افسون و جادو بدين سبب است كه در اين كار از اعداد و علايم و خطوطى كه روى كاغذ مىنويسند و مىكنند استفاده مىكنند . همان عملى كه به زبان فرانسوى ژئومانسى (
Geomantie
) مىگويند .
سادهترين و نخستين روش پيشگويى و تفأل در نظر ايرانيان كه بسيار رايج است استفاده از قرآن مجيد است كه عمل بدان را استخاره مىگويند . از بعضى كتابها نيز بدين منظور سود مىجويند . استخاره به معنى رايزنى و مشورت كردن با خداست .
ايرانيان هنگامى كه براى كردن يا نكردن كارى دچار شك و ترديد مىشوند به استخاره توسل مىجويند . بدين منظور به يكى از روحانيان رو مىآورند و از او مىطلبند برايشان استخاره بگيرد . مرد روحانى نخست به نسبت مقام و شخصيت كسى كه به او مراجعه كرده تمهيد مقدمه مىكند ، سپس وضو مىگيرد ، جامهء پاك و پاكيزه مىپوشد ، و پس از خواندن مقدارى دعا قرآن را به دست مىگيرد ، به حسب تصادف مىگشايد ، و نخستين آيتى را كه نگاهش بر آن افتاد مىخواند . اگر گوياى حكم مثبت بود ، استخاره خوب ، و در غير اين صورت بد است ، و در صورتى كه حكم منفى بود ترك آن كار اولى است . مردم بر اين اعتقادند روحانيانى كه داراى مراتب علمى و دينى و معنوى بالاتر مىباشند چون در درگاه ذات پروردگار مقربترند استخارهشان به واقعيت نزديكتر مىباشد .
فالگيران غيبگو از دو وسيلهء ديگر استفاده مىكنند ؛ نخستين آنها هشت كعبتين برنجى شش رويه شبيه طاس تخته نرد به بزرگى طاسهاى عاج ما مىباشد .
طاسها كه به دو دسته چهارتايى تقسيم شده چهار به چهار از دو ميلهء برنجين گذشتهاند .
آن گاه طالع بين در حالى كه زير لب و آهسته دعا و ذكر مىخواند طاسها را در كف دست مىغلتاند و دفعة روى ميز كوچكى مىاندازد ؛ سپس با مشاهدهء وضع قرار گرفتن طاسها بر روى ميز به شرح و تفسير و بيان سعد و نحس امور مورد بحث مىپردازد .
دومين وسيله نيز نجات است كه مراد از معنى آن نگرانيها ، دلواپسيها ، رنجها و دلگيريهاست و ابزار آن كتابى است به قطع نيم ورق كه در آن نزديك به پنجاه تصوير غير استادانه كه برخى از آنها صور اجرام فلكى ، و بعض ديگر تصوير پيغمبر و