چون پادشاه ديگر نداشتند در صدد تعيين مبداء تاريخ تازه برنيامدند . يزدگرد چون پسر نداشت در واپسين لحظات زندگى سلطنت را به دخترانش سپرد . چنان كه اشاره شد ايرانيان به منظور اين كه خاطرهء غم انگيز تسلط تازيان و نهب و غارت آنان در ذهنشان زنده بماند تاريخ يزدگردى را كه همزمان با آغاز شهريارى وى بوده همچنان گرامى مىدارند .
هر يك از ماههاى سال يزدگردى سى روز است ، و ايرانيان به حساب كبيسه پنج روز به ماه دوم مىافزايند . كلدانيان و عبرانيان نيز بدين گونه عمل مىكردند .
آنچه بيشتر جلب نظر مىكند اينست كه ايرانيان در تاريخ يزدگردى ماهها را به هفتهها تقسيم نمىكردند ، بل كه هر يك از روزهاى سى گانهء ماه نام خاصى داشته است . نام ماهها در دو تاريخ يزدگردى و خورشيدى يكسان بوده ، ولى ترتيب آنها به هم شباهت نداشته است . زيرا سال يزدگردى در اعتدال خريفى يعنى مقارن سپتامبر آغاز مىشده ، اما آغاز ماه فروردين كه در هر دو گاه شمارى نخستين ماه سال است در گاه شمارى كنونى با بيستم مهر كه در هر دو تقويم ماه هفتم است انطباق مىيابد ، و حال آنكه در گاه شمارى يزدگردى با دهم مهر تقويم كنونى منطبق است ، و اين تبدلات و تغيرات درست مشابه اين است كه در ميان ملل اروپايى ، مردمانى ژوئيه را اولين ماه سال به حساب مىآوردند و در اين صورت ژوئيه اين گروه با ژانويه عامه مصادف بوده است .
دانشمندان ستاره شناس به منظور پيشگيرى از اين اختلافات با افزودن كلمه باستانى به دنبال گاه شمارى يزدگردى و اضافه كردن لفظ جلالى به دنبال گاه شمارى كنونى آن دو را از يكديگر متمايز مىكنند .
سومين تاريخ گاه شمارى تقويم جلال الدين ناميده مىشود ، كه وسيله سلطان جلال الدين پادشاه دانشمند و اخترشناس نامى ابداع و تنظيم شده است « 1 » .
جلال الدين لقب اين پادشاه و به معنى مايهء سربلندى و شكوه دين مىباشد . وى
هامش
( 1 ) - بر خلاف نوشتهء شاردن سلطان جلال الدين ملكشاه نه دانشمند بود نه اخترشناس و نه در اصلاح تقويم شركت داشته ، بلكه وى عدهاى از دانشمندان علوم فلكى را كه در رأس آنان حكيم عمر خيام نيشابورى ، امام ابو المظفر اسفزارى ، خواجه عبد الرحمن خازنى ، ميمون بن نجيب واسطى ، محمد بن احمد معمورى بيهقى قرار داشتند مأمور اصلاح اين مهم كرده است . تاريخ جلالى كه به اتفاق همه اخترگران كاملترين تقويمهاى دنياست از روز جمعه دهم رمضان 471 قمرى مورد عمل قرار گرفته است .