كه در ده درجهء آفتاب قرار گيرد ، و در اصطلاح اخترگران ايران ، هر زمان ماه در چهارده درجهء آفتاب واقع شود رؤيت جزيى يا متوسط خواهد بود ، و رؤيت كلى زمانى حاصل مىگردد كه ماه در بيست درجه نسبت به آفتاب قرار گيرد .
اين نكته نيز گفتنى است كه گر چه در ايران گاه شمارى به حسب سال قمرى يعنى محاسبه گردش ماه انجام مىگيرد نوروز كه باشكوهترين و كهنترين عيدهاى ايرانيان است در اولين روز نخستين ماه سال شمسى برگزار مىشود ، و دين اسلام با همهء نفوذش آن توانايى نيافته كه در اين جشن رخنه يابد و از اعتبار و عظمتش بكاهد ، و به اعتقاد من بزرگترين عامل تثبيت اين عيد تقارن آن با مهمترين و خجستهترين روزهاى سال است . چه اگر جشن نوروز نسبت به سال قمرى معين و محسوب مىشد اگر در سالى مقارن با تابستان بود پانزده سال بعد به زمستان مىافتاد ؛ زيرا چنان كه پيش از اين اشاره كردم سالهاى قمرى يازده روز از سالهاى شمسى كوتاهتر است .
همهء مسلمانان جهان سال خود را به آيين ايرانيان آغاز مىكنند ، و من جز هنديان كه هنوز هم شروع سالشان همزمان با اعتدال پاييزى است قومى نمىشناسم كه از اين قاعده بيرون باشند .
مبداء تاريخ مسلمانان هجرت است كه به معنى گريز ، و رفتن از جايى به جاى ديگر مىباشد . و نيز به مهاجرت يهوديان ربط و اشارت دارد . حضرت محمد زمانى كه دين خود را بر مردم مكه كه در آن جا به دنيا آمده بود آشكار كرد همشهريانش به آزار و ايذايش پرداختند ، و چون دشمنى مكيان بالا گرفت و قصد دستگيرى و كشتنش كردند از مكه به مدينه مهاجرت كرد ، « 1 » و اين واقعه يازده سال پيش از رحلت آن حضرت واقع شد . بنابراين مبداء تاريخ هجرت كه هنوز هم دنباله دارد بعد از ظهور دين اسلام معين شده است .
ايرانيان مسلمان هجرت را به نشان حرمتگزارى و بزرگداشت مبداء و آغاز برقرارى نظم مىشمارند ، و عهود پيش از هجرت را دوران خاويه ، يا زمان آشفتگى و اختلاط عناصر و مواد مىشمارند . تاريخ هجرى از روز پنجشنبه يازدهم سال 622 ميلادى يا روز بعد از آن آغاز مىشود ، و آن مطابق است با سال 932 تاريخ اسكندرى . دربارهء اين موضوع در فصول آينده به تفصيل سخن خواهم گفت ، و اكنون
هامش
( 1 ) - حضرت پيغمبر دوشنبه دوازده روز مانده از ربيع الاول وارد مدينه شد .