تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
بود كه مىتوانم به كمكهاى وى در پيشرفت مقاصدم مستظهر باشم ؛ و نيز به من هشدار داده بود كه شاه نو بر خلاف پدرش به جواهر علاقهء زياد ندارد ، و خريدن آنها را كارى بيهوده و زايد مىداند . افزون بر اين بر اثر عوامل مختلف خزانهء شاه خالى شده ، و وى نمىتواند در چنين شرايط سخت به خريدن جواهر بپردازد . از روى ديگر قرار است در چند روز آينده صدراعظم زمام امور را به كف بگيرد كه اصولا با اين گونه مخارج غيرضرورى به شدّت مخالف است . با وجود اين دشواريها هرگز نبايد مأيوس و نااميد شوم و دست از تلاش و كوشش بردارم ، و توصيه كرده بود نبايد قيمت جواهراتم را زياد بالا ببرم ، و گرنه همه روى از من برمىگردانند ، و دچار خسارت زيادى مىشوم . ضمنا از تقديم تحفه و هديه به افراد مؤثر دربار دريغ نورزم ، تا زودتر به مقصود برسم . همچنين در برابر هر پيش‌آمد نامساعد شكيبا و بردبار باشم ، و هرگز از رحمت و عنايت خداى بزرگ مأيوس نشوم . وى همچنين نويد داده بود كه در فرصت مناسب ورود مرا به اطّلاع ناظر مىرساند . اين نكته گفتنى است كه ايرانيان پيوسته مذاكرات و مشاورات خود را با ذكر اميد به عنايت و لطف خداى بزرگ خاتمه مىبخشند ، و به جدّ معتقدند به شرط رضاى خدا بر همه مشكلات فائق مىشوند . مقارن اين احوال از خبرى آگاه شدم كه مويّد اين گفته بود . توضيح اين كه روز پيش پادشاه در حالى كه بنا به عادت چند ساله بر اثر مىخوارى مست و بىخويشتن شده بود بر چنگ زنش به بهانهء اين كه خوب چنگ ننواخته متغيّر شده و به نصرعلى بيگ پسر فرماندار ايروان دستور داده كه دستهاى چنگ‌نواز را قطع كند . شاه پس از صدور اين فرمان از غايت مستى و بىحالى خود را روى چند نازبالش انداخته و به خواب شده است . پسر فرماندار چون مىدانست چنگ‌نواز جرمى كه مستحق قطع شدن دستهايش باشد مرتكب نشده به گمان اين كه شاه از فرط مستى چنين گفته ، از اجراى فرمانش خوددارى ورزيد و به توبيخ و تهديد چنگ‌زن بسنده كرد . اما شاه پس از ساعتى وقتى از خواب بيدار شد و چنگ‌نواز را همچنان به نواختن چنگ سرگرم ديد سخت خشمگين گشت و به يكى از بزرگان فرمان داد دست و پاى هر دو را جدا كند . آن بزرگ خود را در پاى شاه انداخت و عفو پسر فرماندار را طلب كرد . شاه سخت‌تر از بار اول و دوم در غضب شد ، و به چند تن از خواجه‌سرايان و نگهبانان دستور داد كه دست و پاى هر سه را قطع كنند . شيخ على
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 549 | ژان شاردن / اقبال يغمايى