تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
كه دولت فرانسه به هلند اعلان جنگ داده ، و با او به نبرد پرداخته است . درست است كه در زمان حاضر آن آمادگى را داريد كه در اين جا با يك حمله بر همهء كشتيهاى هلندى مسلّط شويد ، آنها را زير فرمان خود درآوريد ، و بر همهء تأسيساتشان دست يابيد ، اما هنوز در اين مورد دستور صريحى به ما نرسيده ، از روى ديگر بسا ممكن است پس از حمله و پيروزى ما دولت هلند از باتاويا
) Batavia (
نيروى عظيمى به يارى سپاهيان خود كه در سيلان مستقرند ، بفرستد ، و كار دگرگونه گردد ؛ و نيروى فرانسه بر اثر ضربات سنگين آنها به كلى از پا درآيد . كارن اصولا مردى با حزم و محتاط بود و گفته‌هايش نيز از سر احتياط بود ؛ اما در اين مورد بر اطلاق اشتباه مىكرد . زيرا هلنديها در باتاويا نيروى دريايى قابل توجهى نداشتند ، و به هيچ‌رو نمىتوانستند به نيروهاى مستقر در سيلان مدد برسانند ؛ و اگر كشتيهايشان بر اثر حملهء ناگهانى نيروى فرانسه در سيلان منهدم مىشد به طور كلّى از پا در مىآمدند . افزون بر اين در اين هنگام نيروى دريايى انگلستان متشكل از ده فروند كشتى در اواخر سال به سواحل كوروماندل
) Coromandel (
نزديك شدند ، و مىتوانستند در سركوبى هلنديها براى فرانسويان همرزم مؤثرى باشند . امّا اراده و مشيّت خداى دانا و توانا به گونهء ديگر بود ، و چنان روى نمود در جنگهايى كه بعد به وقوع پيوست نيروى فرانسه منهدم شد . روزى كه وارد اصفهان شدم ، و بيشتر وقت روز بعد را به ديدار اروپاييان مقيم پايتخت و برخى شخصيّتهاى مهم ايران و ارامنه‌اى كه در سفر اول با آنان آشنا و دوست شده بودم ، گذراندم . اوضاع ايران جز آن بود كه در سفر اول ديده بودم . همه چيز تغيير يافته بود . افراد مهم و سرشناس و نامورى كه پيش از مرگ شاهنشاه فقيد در دربار راه داشتند يا مرده بودند يا مغضوب و از دربار رانده شده بودند . امور دربار و كشور به جوانانى ناداشت و بىتجربه و نالايق سپرده شده بود . شيخ على خان صدراعظم دانا و دورانديش و درستكار چهارده ماه پيش معزول و مغضوب شده بود و سه تن از بزرگان وظايف صدارت را انجام مىدادند . آنچه براى من سخت ناخوشايند و مايهء نگرانى و پراگندگى خاطر بود اين بود كه مىگفتند شاه دگربار سر آن دارد صدارت را به كف كفايت شيخ على خان بسپارد ، و اين چنان كه اشاره كردم براى من مايهء ناراحتى خيال بود زيرا شيخ على خان اصولا به اروپاييان و مسيحيان خوش‌بين نبود . و با آنان دشمنى مىورزيد . دو ديگر اين كه نه رشوه مىگرفت و نه توصيه و