براى يافتن سكههاى تقلبى يا سوهان خورده واحد وزن را سبكتر مىگيرند .
مثلا پنجاه سكّه عباسى انتخاب و آنها را به دو قسمت بيست و پنج عباسى تقسيم ، و هر كدام را در يك كفهء ترازو مىگذارند و مىكشند . سپس قسمت سبكتر را دوباره به دو قسمت تقسيم و توزين مىكنند و در هريك از دو كفه ترازو دوازده سكّه مىنهند و مىسنجند و از آن پس قسمت سبكتر را مجددا به دو قسمت شش تايى و سپس به دو قسمت سه تايى تقسيم و توزين مىكنند ، و بدينسان سكّه تقلبى يا سكهء كاهش يافته به سرعت پيدا و شناخته مىشود .
چنان كه سابقا آوردهام ايرانيان هرگز اسناد خود را پس از تسويه حساب پاره نمىكنند بلكه محلّ مهر را با چاقو درمىآورند . سپس سند باطل شده را به آب مىشويند و مچاله مىكنند و در آخر در سوراخى جاى مىدهند تا به مرور زمان نابود شود . « 1 »
به مناسبت دربارهء وزنهاى رايج در ايران نيز در همين فصل سخن مىگويم . در اين سرزمين دو نوع وزن ، وزن عرفى و وزن شرعى به كار مىرود . وزن شرعى كه با وزن مورد سنجش عبرانيان قابل قياس است دو برابر وزن عرفى مىباشد . ايرانيان همانند اروپاييان براى وزن كردن برخى چيزها مانند دارو و جواهر وزنههاى خاصى به كار مىبرند كه با وزنههاى معمولى تفاوت دارد . من كه واحد وزن معمولى است و باتمان
) Batman (
نيز مىگويند « 2 » دو گونه است : من شاه و من تبريز ، و وزن شاه دو برابر وزن تبريز است . من تبريز معادل پنج ليور و چهارده اونس مىباشد . اجزاى واحد وزن عبارت است از رطل كه يك ششم من و معادل يك ليور مىباشد . و درم يا درهم برابر يك پنجاهم ليور ، مثقال معادل نيم درهم ، و دانگ كه برابر يك ششم مثقال و هشت حبه قيراط است . شعير يا يك دانه جو معادل يك چهارم مىباشد .
ظاهرا نخستين واحد وزن در جهان دانهء جو بوده و كوچكترين واحد وزن در
هامش
( 1 ) - به طور كلى مسلمانان از انداختن هر پاره كاغذى كه بر آن چيزى نوشته شده باشد در معابر مخصوصا جاهاى ناپاك مىپرهيزند ، زيرا بيم دارند بر آن پاره كاغذ نام خدا يا پيغمبر يا يكى از ائمه اطهار نوشته شده باشد و به آن بىحرمتى شود .
( 2 ) - پرآنژدوسن ژزف من را معادل صد و شصت درهم يا ششصد مثقال دانسته و منتسكى) Menenski (من را برابر دو رطل آورده است .