احكام دين تحصيل سود جز در شرايط خاصّ جايز نيست . امّا معاوضهء جنس به جنس و مخصوصا داد و ستدهاى دريايى با هر مقدار سود ، مثلا سى يا چهل درصد و بيشتر رواست . امّا غالبا دو طرف معامله براى انجام كردن مورد معامله به هر حيله و به اعتقاد خود كلاه شرعى متوسّل مىشوند . مثلا طرفين قرارداد در محضر قاضى حضور مىيابند ، و در حالى كه وامگيرنده كيسهء پولى در دست دارد اقرار مىكند در اين كيسه فلان مبلغ پول است و قرض كردهام . قاضى بىآنكه پول درون كيسه را بشمارد و بفهمد كه ربح پول قبلا از آن كسر شده اقرار مديون را در حضور گواهان براى تسجيل دين كافى مىداند ، سند را مىنويسد و بدينسان معامله جنبهء قانونى و رسمى مىپذيرد .
مهمترين كالاهاى صادراتى ايران ابريشم است كه در گرجستان ، خراسان ، كرمان و بيشتر در گيلان و مازندران - هيركانى - توليد مىشود . بنا به اعتقاد اهل تحقيق و آمار ، مقدار محصول ساليانه ابريشم ايران بيست و دو هزار عدل است و هر عدل معادل دويست و هفتاد و شش ليور مىباشد . « 1 » به اين شرح : محصول ابريشم گيلان ده هزار ليور ، محصول مازندران دو هزار ليور ، ماد و باكتريان هر كدام سه هزار ليور ، آن قسمت از سرزمين قرامانى كه قراباغ ناميده مىشود ، و گرجستان ، هريك دو هزار ليور .
بهاى كليه محصول ابريشمى كه در ايران توليد مىشود متجاوز از دوازده ميليون است ، و اين مبلغ در افزايش مىباشد ، زيرا محصول ابريشم سال به سال بيشتر مىشود .
ابريشمهاى ايران چهار نوع است . « 2 » نخست شروانى ، و آن را بدين سبب
هامش
( 1 ) - عدل برابر صد و ده كيلوگرم بوده است .
( 2 ) - گملن) Gmelin (نوشته است : بهترين و بيشترين محصول ابريشم ايران در گيلان به دست مىآيد . ابريشم گيلان سفيدتر و درخشانتر از ابريشم نقاط ديگر است . ابريشم گيلان را به يزد و كاشان مىبرند ، و از آن پارچههاى نفيس مىسازند . ابريشمهاى درجه دوّم را كه رنگشان اندكى به زردى مىگرايد به كارخانههاى رشت و قزوين و تبريز مىبرند . امّا پستترين نوع پيلهها آنست كه پروانهها پس از تخمريزى آنها را سوراخ مىكنند ، و بيرون مىروند . ايرانيها اين پيلهها را كه قابل باز كردن و كلاف كردن نيستند و رج) Redge (مىنامند همچنان كه هستند مىريسند . گملن بر اين تصور است كه كرم ابريشم بومى گيلان است زيرا در آنجا پروانههايى كه بالشان زرد مىباشد ديده نمىشوند .