فصل نوزدهم بازرگانى ايرانيان
در شرح بازرگانى ايران كه در آن به مقياس وزن و واحد پول ايران نيز اشارت رفته است گفته شد كه بازرگانى در مشرقزمين كارى مهم و معتبر است از آن كه كمتر از اغلب حرفهها در معرض تعرّض و تبدّل قرار مىگيرد و نسبة پابرجاى و قائم مىماند ؛ و اين عجيب نيست زيرا در سرزمينهايى كه از يك سو اعتبار اشراف و اعيان ريشه و پايهء اساسى ندارد ، به مويى بسته است ، و افرادى كه اصالت و نفوذ خانوادگى داشته باشند كماند ، و از سوى ديگر حكومت خودكامه و استبدادى بر اين قاعده مبتنى است كه مناصب و مقامات و دارندگان آنها گاهى به دمى درهم مىپاشند ، و در جزر و مدّ تبدلات ناگهانى زير و رو يا نابود مىشوند كار تجارت شغلى محترم و معتبر و مستقل و پردوام مىباشد ، و بدين سبب است كه در مشرقزمين بيشتر صاحبان مقام و منصب حتّى پادشاه به نوعى تجارت مىكنند . اينان همانند سرمايهدارانى كه كارشان تجارت است داراى كارگزاران ، عاملان و منشيان متعدد مىباشند ، و امور بازرگانيشان را اداره مىكنند . برخى نيز داراى كشتيهاى تجارى مىباشند كه كالاهاى آنها را به خارج مىبرند ، و از آنجا امتعهء گوناگون مىآورند . از جمله شاه ايران ابريشم ، پارچههاى زربفت و سيمين تار و ديگر منسوجات گرانبها و نفيس و قالى و جواهر به خارج صادر مىكند ، و چنان كه پيش از اين اشاره كردم كار تجارت در ايران معتبر و محترم است و بازرگانان در انظار مردمان داراى عزت و حرمت مىباشند . امّا دكانداران و سوداگرانى كه با خارج از كشور داد و ستد ندارند و در ممالك بيگانه داراى عامل و منشى و دفتر نمىباشند در شمار بازرگان به حساب نمىآيند و از امتيازات و احترامات تاجران عمده برخوردار نمىباشند . گاهى نيز بعضى