صنعتگران ايران به فنّ قالب زدن كرباس يعنى نگارگرى آن آشنا هستند ، امّا مهارتشان در اين هنر به قدر استادكاران ماهر هند نيست ؛ و چون پارچههاى نگارين - چيت - را كه نقشهاى دلپذير و بهاى ارزان دارند از هندوستان وارد مىكنند كوششى در بهبود و پيشرفت اين فن نمىكنند .
از جمله هنرهاى ظريف صنعتگران ايران نقشآفرينى زرين و سيمين ايشان روى پارچههاى كتان و تافته و ساتن مىباشد . آنان با مهارت تمام انواع نقشهاى گل و برگ يا تصاوير و اشعار را با قالب روى اقسام پارچه مىاندازند ، و در اين هنر چنان چيرهدستند كه صنعتگرى ايشان بسان زر و سيمدوزى در نظرها جلوه مىكند .
براى اين كار از محلول نوعى صمغ استفاده مىكنند .
دستهاى از صنعتگران ايران در بافتن حصير و سبد ، و چيزهاى شبيه اينها از جگن و نى و تركههاى بيدبن مهارت تمام دارند . حصيرهاى بافت ايران به آسانى لوله مىشوند ، و در هيچ نقطهء روى زمين حصير و سبد به خوبى و ظرافت حصيرها و سبدهاى ايران بافته نمىشود . بهترين نوع اين كالاها را در سيستان مىبافند زيرا نى و جگن و تركهء بيد به اينجا زودتر از جاهاى ديگر وارد مىشود . مركز روييدن نى و جگن مردابهاى فرات و دجله است . « 1 »
هامش
( 1 ) - در اين جا نيز شاردن دچار اشتباه شده زيرا در داخل و پيرامون درياچه هامون و رود هيرمند واقع در سيستان جگن و نى بسيار مىرويد و اينها را از مركز مردابهاى فرات و دجله كه بسيار دور است به سيستان نمىبرند .