شست از چهارده تا پانزده رشته بيشتر نيست .
پارچههاى بافته شده از كرك و پشم شتر بيشتر مصنوع كارگاههاى يزد و كرمان مىباشد . ايرانيان به كرك شتر تفتيك
) Teftik (
هم مىگويند . كرك شتر مانند موى بيدستر بسيار نرم است ، و هر چند از آنها پارچههاى بسيار لطيف و ظريف مىبافند ، امّا دوام زياد ندارند .
در شهرهايى كه نامشان در بالا آمد پارچههاى نازك و نامرغوب و پست ، منسوجات بافتهشده از نخ و پشم ، و پشم و ابريشم نيز مىبافند . در مغان از پشم پارچههاى ضخيمى درست مىكنند كه افراد طبقه سوّم از آنها استفاده مىكنند . امّا هيركانىها از پشم نوعى پارچه مىبافند كه گرچه قيمتش زياد نيست مرغوب است ، و بهترين اقسام آن در دورق
) Dourak (
واقع در سواحل خليج فارس بافته مىشود . در همين شهر پوششى عبا مانند ، شبيه طيلسان كشيشان درست مىكنند كه آستينهايش كمى درازتر از نيم تنهء سربازان قرون وسطى مىباشد ، يك پارچه است ، در آن دوخت و دوز به كار نرفته است ، و برخى از انواع اين پوششها گرانقيمت مىباشد .
ايرانيان بافتن ماهوت را نمىتوانند ، امّا در عوض از پشم نمدهاى بسيار سبك و ظريف مىمالند كه هم بيشتر از ماهوت بدن را گرم مىكند و هم در برابر باران و رطوبت مقاومتر است . مردم معمولى به جاى بارانى و مشمّع از اين پوشش نمدين استفاده مىكنند . همچنين رو و زير قاليهاى اتاقهاى خود را نمد مىگسترانند تا هم قالى از رطوبت مصون بماند ، و هم روى فرش براى نشستن نرمتر باشد .
پارچههاى نخى سادهاى كه در ايران مىبافند زبر ، ناهموار و نامرغوب ، امّا ارزانقيمت است ، بهترين نوع اين كتان را كه ايرانيان كرباس مىنامند از هندوستان وارد مىكنند . معنى كرباس پارچهء خر يا پارچهاى براى خر است ، « 1 » و بعيد نمىنمايد كه يونانيان و لاتنها كلمهء كارباسون
) Carbasson (
و كارباسوس
) Carbassus (
را از لفظ كرباس گرفته باشند .
هامش
( 1 ) - شاردن تحقيقا در اين اتيمولژى دچار اشتباه شده ، و شايد از اين جهت به خطا رفته كه بخش اوّل كلمهء كرباس را خر خوانده يا شنيده است . كلمه كرباس كارپاسام) Carpacam (سانسكريت است كه در چند زبان نيز راه يافته و در همهء آنها به معنى پارچهء كتانى سپيد و ساده است .