چنان به آيين و استادانه به هم پيوند دادهاند كه حتى از نزديك هم درز قطعات به هم دوخته شده آسان تشخيص داده نمىشود .
به برخى از حرفهها و صنعتگريهايى كه هنرمندان ايرانى نهايت مهارت را دارند ، اشارت رفت و اكنون نوبت آنست به فنونى كه ايرانيان در آنها پيشرفت كامل نكردهاند نظر افگنيم و نخست شيشهگرى . كورههاى شيشهسازى تقريبا در بيشتر شهرهاى بزرگ ايران داير است ، امّا مصنوعاتشان نامرغوب مىباشد . ميان جدار شيشهها حباب ، پولكهاى كوچك و درزهاى ريز وجود دارد ، و به گمان من سبب بروز اين نقايص بزرگ طرز نادرست داغ كردن كورههاست . شيشهگران ايران كورهها را فقط به مدت سه روز آن هم با سوزاندن بوتههايى كه درمنه مىنامند مىتابند . اين حرارت براى تافتن كورههاى شيشهسازى بسنده نيست ، و مصنوعاتشان نمىتواند مانند كارخانههاى شيشهسازى اروپاييان بىعيب باشد . شيشههاى كارخانهء شيشهسازى شيراز از مصنوع ديگر شيشهسازيهاى ايران مرغوبتر است ، و شيشههايى كه در اصفهان درست مىكنند از همه بدتر و عيبناكتر مىباشد . زيرا در اين شهر فقط شيشههاى شكسته را ذوب مىكنند و از نو مىسازند . گفتنى است بيش از هشتاد سال نمىگذرد كه صنعتگران ايران به فن شيشهسازى آشنا شدهاند . يكى از افراد فقير و بسيار صرفهجو و قانع ايتاليا در برابر گرفتن چند اكو فنّ شيشهگرى را به صنعتگران شيراز آموخت ، و شيشهسازان ايران معمولا در فصل بهار به اين كار مىپردازند . امّا هنوز طرز اندودن شيشه را به تركيب قلع و جيوه نياموختهاند . از اينرو آينههاى شيشهاى ، همچنين كوزه قليان را از ونيز مىآورند .
اگر به فن شيشهگرى و تاريخ اختراع آن آشنايى و آگاهى نداشتم گمان مىبردم پرتغاليها اين صنعت بزرگ و سودمند را به مردمان مشرقزمين آموختهاند .
بارى ، چنان كه پيش از اين نيز اشارت كردم ايرانيان در فن بندزدن چينى و بلور مهارت بسيار دارند و اگر قطعات شكستهء يك جسم بلورين يا چينى كوچكتر از يك بند انگشت نباشد ، ابتدا دو طرف آن قطعات را با متههاى ظريف سوراخ مىكنند ، و آنها را با نوارهاى نازك و باريك برنجين ، يا رشتههاى باريكى از اين فلز به هم پيوند مىدهند و جاى سوراخها را از خميرى مركب از آهك مكلس و سپيدهء تخممرغ مىآكنند ، تا هم كاملا محكم شوند ، و هم آب از آنها بيرون نتراود .
ميان امثال و حكم زاهدانهء ساير ميان بعضى ايرانيان اين ضرب المثل معروف
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 892
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٩٢