آرايشگران هر روز از صبحگهان در حالى كه آينهاى گرد و دستهدار به قطر چهار شست در دست دارند از خانه بيرون مىروند ، و در حال عبور آينه را به دست كسانى كه تصوّر مىكنند وقت اصلاح سر و صورتشان فرارسيده است مىدهند . از اين بابت مزدى به ايشان تعلق نمىگيرد امّا اگر كسى را اصلاح كنند سه يا چهار سو مزد به ايشان داده مىشود . و آنان كه پنج شاهى مزد اصلاح سر و صورت خود مىدهند در شمار افراد متشخص و عالى مقاماند .
امّا دربارهء صنعت قلمدانسازى بايد بگويم قلمدان را معمولا به درازى شش شست و به ارتفاع و پهناى دو شست ، و ضخامت يك سكّه چنان مىسازند كه مانند يك كشو يكى در ديگرى جا مىگيرد . براى ساختن قلمدان از قالبى آهنين استفاده مىكنند . بدينسان كه برگهاى كاغذ را روى قالب مىچسبانند . روى برگ آخر را چربى گوسفند مىمالند ، و روى آن را با قشرى ورنى مىاندايند و جلا مىدهند تا آب در آن نفوذ نكند . بر كف و جدار قسمت داخلى قلمدان پوست دباغى شده مىچسبانند تا مقاوم گردد و همانند چوب سخت و محكم شود .
چسبى را كه قلمدانسازهاى ايران به كار مىبرند از آرد درست نمىكنند ، بلكه كوبيدهء گياهى است به نام سريشم . اين ريشه را پس از خشكشدن مانند گندم و جو آسيا مىكنند . اما نرمى آن بيش از خاك ارّه نيست . آن را در آب سرد حل مىكنند . چسبى قوى حاصل مىشود ، و با آن هرچه را بخواهند مىچسبانند .
خياطان ايران نيز صنعتگرانى مستعد و در كار خويش استادند ، و لباس را چنان به اندازه مىدوزند كه گويى آن را بر اندام چسباندهاند ، و هيچ چين و شكن در آن ديده نمىشود ؛ و به تحقيق مىتوان گفت در بريدن لباس از خياطان اروپايى بس ماهرترند ، و ناشدنى است درزيگرى بتواند لباسى را ظريفتر و پاكيزهتر از آنچه خياطان ايرانى مىدوزند بدوزد . آنان بر خلاف اروپاييان لباس را از داخل مىدوزند . دستهاى از آنها از قطعات نمد پادريها ، و چيزهاى مشابه آن را مىسازند ، و از دوختن قطعات نمدهايى كه هركدام به رنگى است به يكديگر ، و آرايش آنها به شيوهء موزائيكسازى ، و گلدوزى بر آنها چيزهايى درست مىكنند كه در نوع خود بىنظيرند ، و از بسيارى ظرافت چنين مىنمايند كه صورتگرى چيرهدست آنها را نقاشى كرده است ؛ و حال آن كه به شرحى كه گفته آمد قطعاتى است مختلف كه با سليقه و سنجش تمام به هم دوخته شده ، و روى برخى آنها گلدوزى كردهاند ، امّا
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 891
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٩١