در سفرنامهام آنجا كه مناسبت داشته ، آوردهام كه در گرجستان و هيركانى شرقى نهال مورا نمىنشانند بلكه در جنگلهاى كنار درختان جنگلى مىرويند و بر آنها بالا مىروند . شگفت اين كه انگورهاى لطيف و شيرين و آبدار به بار مىآورند ، و مردم با آن شرابهاى خوشگوار درست مىكنند ؛ و نيز متذكر مىشوم كه در سراسر ايران صاحبان تاكستانها براى تكيه كردن موهاى خود داربست درست نمىكنند زيرا درختان انگور در بعض جاها چنان ستبر و قوى مىشوند كه ضخامتشان از هشت شست درمىگذرد و نياز به تكيّهگاه ندارند .
گفتنى است كه انگور قزوين از نظر لطافت و شيرينى و درشتى بىهمتاست و من به عمر خود و در سراسر جهان به خوبى آن نديدهام . در نواحى اين شهر پس از شكستن صولت سرما هوا كاملا گرم مىشود ، نه باران مىبارد ، و نه كسى موستان را آب مىدهد . با وجود اين درختان انگور به بار مىنشينند و شيرينترين و لطيفترين انگورها را مىدهند .
اگر باغداران لانهء مورچگان يا حشرات ديگر را در كنار تاك خود بيابند يا ببينند كه مورچگان از درختان انگورشان بالا مىروند با بيل لانهشان را خراب و خاك آن را به جاى ديگر منتقل مىكنند و از محل ديگر خاك نو مىآورند ، و بدين گونه حشرات مزاحم و زيانرسان را از كنار درختان خود دور مىسازند .
روش كشت خربزه در ايران نيز بديع و درخور توجّه و تحسين مىباشد .
خربزههاى اين سرزمين همه لطيف و شيرين است ، و اگر خربزههاى بلخ و ديگر مناطق تاتارستان صغير از زمانهاى قديم به خوبى در جهان شهره نبود هر آينه محصول ايران از همه برتر بود . كشاورزان ايران خربزه را در زمينهاى بازو بىدرخت مىكارند تا در هواى آزاد نيكو برويند ، و ميوههاى درشت و شيرين بار آورند ، و چون بر اين باورند كه هواى باغ بر اثر وجود درختان زياد ، گرفته و محبوس است ، و بوتهها خفه و نابود مىشوند ، از كاشتن خربزه در باغ خوددارى مىورزند ، و به طريق اولى از پرورش اين ميوه در محفظههاى شيشهدار كه مشكل كارى است چشم مىپوشند .
كشاورزان تخم خربزه را در زمينى كه خاكش را با كود كبوتر آميختهاند مىكارند ، و پس از اين كه دانهها روييدند ، و ساقه و برگ برآوردند ، كاملا پهلوى آنها پشتهاى از خاك درست مىكنند ، و ساقههاى بوتهها را روى پشته مىگسترند تا هنگام آبيارى ساقه و برگها زير آب نروند و تباه نشوند ، و وقتى بر بوتهها به اندازهء گردو
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 868
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٦٨