آنها رسى يا شنى باشد تقويت ، و براى كشت و كار هر نوع محصول آماده مىكنند .
گاه بر اثر تقويت كامل ، زمينها چنان مستعد مىشوند كه در يك سال دو بار زير كشت مىروند ، بدين صورت كه پس از برداشت يك نوع محصول بلافاصله بذر ديگرى در آن مىافشانند ، و گاه نيز چنان روى مىدهد كه زمين بر اثر بهرهدهى زياد باير مىافتد . در اين صورت كشاورزان كه غالبا در كار خود مهارت دارند به آن زمين كود و آب مىدهند ، تقويت مىكنند ، و براى زراعت آماده مىسازند .
ما اروپاييان گندم را پس از درو كردن با خرمنكوبهاى مخصوصى در انبار مىكوبيم ، امّا ايرانيان چنين نمىكنند ، بلكه آن را پس از درويدن به خرمن مىبرند ، و به صورت پشتهاى دايرهوار كه قطرش در حدود سى تا چهل پاست روى هم مىريزند و نمىترسند كه دزد قسمتى از آن را بربايد ، يا باد درهم بريزد . به هنگام كوبيدن قسمتى از سفالها را كه همچنان خوشه بر سر دارند و كاملا خشك شدهاند با شنكش از بالاى تل گندم فرو مىريزند و پايين آن به صورت دايرهاى به عرض سه تا چهار پا پهن مىكنند سپس ارّابهء كوچكى را كه چرخهاى آهنين لبهتيز دارد چندان روى آنها مىگردانند كه سفالها خرد شوند و دانههاى گندم از خوشهها بيرون آيند . طول ارابههاى گندمكوبى سه پا و پهنايشان دو پاست . جلو ارّابه كه عرضش كمتر است جايى براى نشستن رانندهء آن تعبيه شده . قسمت پايين و طرفين ارابه متشكّل از چهار قطعه چوب مربع شكل است و سر سه تيرك استوانه شكل كه به منزلهء محور چرخهاست از سوراخهاى آن چهار قطعه چوب مىگذرد . براى به حركت در آوردن اين ارابه از اسب و قاطر و گاو و خر يكسان استفاده مىكنند ، امّا هربار فقط يكى از آنها را به ارّابه مىبندند . سپس پسركى در جاى مخصوصى كه تعبيه شده مىنشيند و ارّابه را به سرعت روى سفالها مىگرداند . سفالها بر اثر فشار چرخها شكسته و خرد مىشوند ، و دانههاى گندم نيز از خوشهها بيرون مىافتند ، امّا چون لغزندهاند زير چرخها نمىمانند و خرد نمىشوند .
دهقانى كه ناظر حركت گردونه است با دستك چند شاخهاى كه به دست دارد سفالها را زير آن مىريزد تا خوب خرد شوند ، امّا دانههاى گندم كه سنگيناند زير سفالها مىروند و شكسته نمىشوند . اگر مقدار سفال گندم زياد باشد براى اين كه كوبيدن آنها مدت زيادى به طول نينجامد هفت يا هشت گردونه را دنبال هم به كار مىاندازند . هر چهارپايى كه گردونه را مىكشد پس از سه يا چهار ساعت
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 866
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٦٦