عايدى به او اختصاص دارد ، و سهم آنچه مأمورانش به دست مىآورند جز اين مبلغ است . صاحبان اراضى مزروعى و باغهاى اصفهان و حومهء پايتخت موظفند با احتساب هر جريبى كه در تملك دارند بيست سو به پادشاه بپردازند . جريب واحد سنجش ايرانيان در اندازهگيرى زمين است و مساحتش كمتر از ارپان « 1 » مىباشد . تنها مالكانى كه كشتزارها و باغهاى خود را از آب رودخانهها و چشمهسارها سيراب مىكنند موظف به پرداختن ماليات مذكور مىباشند و صاحبان باغها و مزارعى كه كشتزارهايشان را از منابع ديگر آبيارى مىكنند از پرداختن اين ماليات معافند .
مالكانى كه از آب رودخانه و چشمهها استفاده مىكنند جز بيست سو كه بايد براى هر جريب كشتزارها و باغهاى خود بدهند ناچارند بنا به مقتضيات هدايايى نيز به ميراب تقديم كنند . مثلا وقتى آب ندارند نزد ميراب مىروند و از او چاره مىجويند ، و او در جواب به آنان مىگويد : اين روزها اين ولايت دچار كمآبى شده و آب كمياب است . كشتگران چون بيم دارند درختان و كشتزارشان از بىآبى تباه شود ، و بر اين نكته آگاهى و اطمينان كلّى دارند كه اگر به ميراب تحفهاى بدهند وى به قدر كافى آب در اختيارشان مىگذارد ناچار هديهاى به او مىدهند و به مراد مىرسند .
بهاى آب چشمه و رودخانه يكسان نيست و چون آب چشمه صافتر و روشنتر از آب رودخانه مىباشد قيمتش گرانتر است . كشاورزان زمينهاى مزروعى را وسيله گاو شخم مىزنند . گاوهاى ايران لاغرند و مانند گاوهاى اروپا درشت و تنومند نمىشوند . هنگام شخم زدن چوب خيش را به شاخ گاو نمىبندند بلكه يوغى به گردن گاو مىافگنند و خيش را به آن متصّل مىكنند . گاوآهنهاى ايران كوچك است به همين سبب تا عمق زمين فرو نمىروند . پس از پايان يافتن شخمكارى كشاورزان كلوخهاى زمين شخمزده را با كلوخكوب مىكوبند ، سپس با آلتى ديگر كه سر آن مانند شنكش دندانه دندانه است زمين را صاف و هموار مىكنند . آنگاه زمين را با در نظر گرفتن شرايطى خاصّ وسيلهء بيل به قطعات كوچك و منظم تقسيم ، و با بالا آوردن لبههايى كه بلنديشان از يك پا درنمىگذرد قطعات را از هم جدا مىكنند تا آبيارى آنها آسان شود . مقدار آبى كه به هر كرت مىدهند چندان است كه مرغابى بتواند در آن شنا كند ، و بدين گونه باغ و بوستان را هر هفته يك بار آبيارى
هامش
( 1 ) -) Arpent (تقريبا معادل پنجاه آر بوده ، و هر آر صد مترمربع است .