تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١
چاه‌هاى آن چندان عميق بوده كه ته آن ديده نمىشده ، گودى برخى از آنها هفتصد و پنجاه گز بوده و هرگز ايرانى برابر سى و چهار شست مىباشد و هفتصد و پنجاه گز معادل سيصد و پنجاه تواز است ، و باور نمىتوان كرد كه چاهى بدين عمق حفر شده باشد . با توجه بدانچه گفته مىشد مىتوان باور داشت كه در ايران رشته كاريزهاى بسيار داير بوده ، و نيز دريافت كه در اين سرزمين آب‌شناسان و مقنيانى بوده‌اند كه در تشخيص منابع آبهاى زيرزمينى به راستى تجربه و بصيرت شايان تحسين داشته‌اند . زمانى كه در مدى بودم كسانى به من گفتند در جريان شصت سال گذشته دست كم در حدود چهارصد رشته قنات اين ايالت خراب و باير شده است . تحقيقا باور مىتوان كرد كه هيچ ملتى مانند كارشناسان ايران در تشخيص دادن مخازن آبهاى زيرزمينى ، حفر كاريز ، و آبراههاى ميان چاه‌هاى قنوات مهارت ندارند . اين آبراه‌ها معمولا هشت تا نه پا عمق و دو تا سه پا پهنا دارند . جز از آبهاى رودها و كاريزها ، ايرانيان در سراسر كشور از آب چاه نيز استفاده مىكنند . آب چاه را به نيروى گاو بالا مىآورند . براى اين كار از چرم دلوهايى بزرگ كه به طور متوسط دويست تا دويست و پنجاه ليور آب مىگيرد درست مىكنند . پايين اين دلوها لوله‌ايست به درازاى دو تا سه و قطر نيم پا كه طنابى به آن بسته شده ، و در مجموع دلو در چنان حالتى است كه آبهاى درون آن جز در وضعى كه قبلا پيش‌بينى شده خالى نمىشود . گاو دلو پراز آب را وسيلهء طناب محكمى كه به دور چرخى پيچيده بالا مىآورد ، و در حوضچه‌اى كه كاملا نزديك چاه است مىريزد ، و آب از آن حوضچه به كشتزارها هدايت مىشود . قطر چرخ چاه معمولا سه پا مىباشد . براى اين كه رنج بالا آوردن آب از چاه بر گاو سنگين و طاقت‌سوز نباشد راهى را كه بايد گاو بپيمايد سراشيب درست مىكنند و به قدر سى درجه شيب مىدهند . كشتگر نيز روى طناب مىنشيند تا هم خودش خسته نشود ، و هم گاو را بنوازد . اين روش آبيارى با اين كه بسيار بدوى است چون با يك كارگر و يك گاو عملى مىشود و خرجش نيز بسيار كم است مداومت دارد . امّا آبيارى با آب رودخانه و چشمه‌ها بر حسب نياز هفتگى يا ماهيانه است و بدين‌گونه صورت مىپذيرد : ظرف مسينى را كه ميان كف آن سوراخ كوچكى است روى مجرايى كه آب را به كشتزار مىبرد مىگذارند . آب كم‌كم از سوراخ وارد ظرف مىشود و در مدتى معين آن را پرمىكند و در آب فرو مىرود . مسؤول تقسيم آب