تعجّب است اين است كه فاصله اين دو جا از صد و بيست ليو بيشتر نيست . و من به چشم خويش شاهد اين دو منظره بودهام . توضيح اين كه در سال 1669 وقتى در ماه فوريه « 1 » از پهنهء خليج فارس به سوى اصفهان سفر مىكردم در فاصلهء سه يا چهار روز راه بين هرمز و لار به چشم خويش مىديدم كه خوشههاى گندم به نسبت فاصله راه سبزتر و نارسترند ، و سرانجام در فاصله بيست روز راه ديدم كشاورزان دانههاى گندم بر زمين مىافشاندند تا برويد . به سخن ديگر درو در اصفهان پايتخت يا قلب كشور در ماه ژوئن آغاز مىشود . « 2 » امّا چون استعداد حاصلخيزى زمينهاى كشاورزى متناسب با كمى يا فراوانى آنجاست ، پيش از بحث دربارهء كشاورزى به موضوع طرز آبيارى در ايران مىپردازم .
در اين سرزمين زمينهاى مزروع از آبهاى حاصل از چهار منبع آبيارى مىگردد . دو منشاء آبهايى است كه در سطح زمين جريان دارد ، و آن شامل آبهاى چشمهساران و رودخانهها مىباشد ، و دو ديگر از آبهاى منابع زيرزمينى مشتمل بر آبهاى چاهها ، كاريزها . امّا ترتيب حفر و استفاده از آب كاريزها چنانست كه نخست در دامنهء كوهى چاهى حفر مىكنند و وقتى به آب رسيد با كندن چاههاى متعدد و مربوط كردن آنها به وسيلهء حفر راههاى زيرزمينى آن آب را از فاصلهء بيست تا ده فرسنگى از جاهاى بلند به زمينهاى پست هدايت مىكنند و از آنها در كار كشاورزى سود مىبرند . به اعتقاد من در سراسر روى زمين هيچ قومى در شناختن منابع آبهاى زيرزمينى و كار بالاآوردن آبها از عمق زمين به قدر ايرانيان مهارت و بصيرت ندارند . معمولا گودى اين چاهها ده تا پانزده تواز ، « 3 » و طول مجراى زيرزمينى بين دو چاه نيز همين اندازه است . فاصله دو چاه كاريز معمولا هشت تواز است . اين چاهها كه قطر چاههاى اروپا نيز همانند آنهاست به منزلهء بادكش نيز مىباشند .
يكى از همسايگان اصفهانى من كه پسر وزير خراسان - باكترى باستان - بود بارها برايم حكايت كرد كه پدرش در دفاتر ثبت آن ايالت خوانده است كه در زمانهاى قديم در خراسان چهل و دو هزار رشته كاريز وجود داشته و بعضى از
هامش
( 1 ) - ماه فوريه مطابق است از 12 بهمن تا نهم اسفند .
( 2 ) - ماه ژوئن مطابق دهم تير تا نهم مرداد است .
( 3 ) - تواز معادل 942 / 1 متر ، و شست معادل 027 / 0 متر بوده است .