محروم مىمانند ، و چون ذهن و فكرشان جز پذيرفتن و تكرار كردن آنچه متقدمان در آثار خود آوردهاند آمادگى ندارد ناچار حدود معلوماتشان از آنچه بوده در نمىگذرد . بنابراين مىتوان باور كرد فقط مردمانى كه در مناطق شمالى به سر مىبرند و در نقاط مساعد زندگى مىكنند قابليّت فراگرفتن علوم جديد و استعداد ابتكار و اختراع را دارا مىباشند .
امّا آنچه مىخواهم دربارهء روش و طرز كار ارباب حرف و صنعتگران مشرقزمين بگويم سادگى لوازم و ابزار كار آنهاست . وسايل كار اينان چندان ساده و ضعيف است كه تصوّر آن در ذهن صنعتگران اروپا آسان نقش نمىبندد . صنعتگران براى كار كردن دكان و جاى ثابت ندارند ، و هرجا كه آنان را بخوانند مىروند . به هنگام شروع به كار در يك گوشهء اتاق متروكى كه كفش از خاك پوشيده شده يا فرش كهنهاى در آن گستردهاند به سرعت هرچه تمامتر بساط خود را پهن ، و شروع به كار مىكنند . مثلا مسگران و لحيمكاران ايران بر خلاف رويگران اروپا كه مغازهاى وسيع و مناسب و ابزار و اسباب بسيار دارند بىآن كه دو برابر مزد بگيرند ، براى كار كردن به خانهها مىروند ، همه ابزار كار خود را كه بسيار مختصر است به كمك شاگرد كوچك خود به آنجا مىبرند . وسايل كار يك رويگر ايرانى عبارت از كيسهاى است كه در آن مقدارى زغال ريخته است ، يك دم ، مقدارى لحيم ، و اندكى نشادر كه در يك شاخ گاو جاى دارد ؛ و يك قطعه كوچك قلعى كه در جيبش گذاشته است ، پس از ورود به خانه در يك گوشهء خانه يا باغچه يا آشپزخانه بىآنكه نيازى به كوره داشته باشد كارگاهش را كنار ديوارى داير مىكند تا بتواند هنگامى كه ظرفها را داغ مىكند ، آنها را به ديوار تكيه بدهد . آنگاه دمش را روى زمين مىگذارد ، با گل چيزى شبيه يك كورهء كوچك درست ، و سر دم را با گل به آن مربوط مىكند ، و سرانجام با رضاى كامل ، به تصوّر اين كه در كارگاهى مجهّز به تمام وسايل مشغول كار است ، كارش را آغاز مىكند .
زرگران و نقرهكاران همانند ديگر صنعتگران به هرجا كه آنان را براى كار كردن بخوانند مىروند . امّا وسايل كارشان اندكى بيشتر ، و نقل و انتقال ابزارشان دشوارتر است . مهمترين لوازم كارشان عبارت از يك كورهء گلى است شبيه منقل كه لبهء آن بلندتر است . دمشان از يك پوست بز درست شده كه به هريك از دو طرف انتهاى آن قطعه چوبى نصب شده كه هروقت بخواهند دم را پراز هوا كنند دو قطعه
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 857
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٥٧