بدين شيوه از نظر صرفهجويى در مصرف سوخت مناسبتر و بهتر است . امّا پختن نان با تنورهاى سنگكى همه جا معمول نيست . نانهاى ايران همه سفيد و خوش خوراك است و خميرمايه به كار نمىبرند . در خانههاى افراد متمكن و دارا هر روز دو بار نان مىپزند . كار آرد كردن گندم و خمير كردن و پختن نان از جمله وظايف غلامان است ، و از مطالعه و بررسى تاريخ هرودت چنان برمىآيد كه از كهنترين روزگاران رسم بر اين گونه بوده است ، جز نان لواش روى اقسام ديگر نانها دانههايى كه خاصيت آرامبخش دارند نظير دانههاى خشخاش يا كنجد و شاهدانه ، و دانههايى كه گياهشناسان آن را ملانتيوم
) Melanthium (
مىنامند مىافشانند . اين دانهها تسكين دهنده و آرامبخش است ، و در نظر مردم مشرقزمين كه پس از خوردن هر غذا مدتى استراحت مىكنند مطلوب است . از بررسى كتب تاريخ چنين برمىآيد كه مردمان مشرقزمين به منظور تأمين آرامش خويش ، بعد از صرف غذا مقدارى دانهء خشخاش بريان شده و يا رازيانه مصرف مىكردهاند .
اما صبحانهء اشخاص متوسط الحال عبارت است از يك نان كه در يك سينى چوبى رنگزده براق قرار دارد ، با مقدارى پنير و يك كاسه ماست ، و يك كاسه دوغ ، و يك يا دو نوع ميوه كه يكى از آنها غالبا خربزه است . براى هريك از افراد يك سينى خاص به شرحى كه گذشت آماده مىشود در ايران پنير را به صورت قطعات سخت درست نمىكنند . آنان همچنان كه ما اروپاييان كره را در كوزههاى مخصوص نگه مىداريم پنير را در پوست بز ذخيره مىكنند ، و هر وقت بخواهند مقدارى از آن را به صورت ورقههاى نازكى برمىگيرند . اين ورقههاى نازك پنير را مخصوصا در فصل تابستان با دوغ مىآميزند و با كوبيدهء دانههاى بنه « 1 » مخلوط مىكنند ، در فنجان مىريزند ، و بعد از صرف غذا مثل شير مىخورند .
اين بود شرح صبحانهء افراد متوسط الحال ، امّا مردمان متمكن و دارا افزون بر مصرف آنچه گفته شد هنگام صرف صبحانه ميوه ، مربا ، شيرينى ، و پالوده كه تركيبى از نشاسته و شكر است ، و بعضى از قطعات قرمه و كلوچه قندى به كار مىبرند . البته قرمه و كلوچه بيشتر در مجالس عروسى چون كاسه و بشقاب زياد به
هامش
( 1 ) - بنه دانههاى يك نوع درخت كوهى ، و كمى بزرگتر از دانهء فلفل است . دانههاى بنه قشرى آگنده از مواد چربى مغذّى دارد . درخت بنه در كوههاى نواحى كويرى مىرويد ، و درشتترين و بهترين نوع آن بنهء بازياب واقع در ده فرسنگى خور است .