رنگ روى زنان مسيحى تابع ايران تيره و پوستشان پرجوش مىباشد ، و غالبا بيش از حد تناسب فربه و سنگين مىشوند . افزون بر اين علت اساسى برهم خوردن نظم تغذيهء مسيحيان در پارهاى موارد در حالت جسمى و روحى آنان اثر مىبخشد . مسيحيان طبق احكام مذهبى خود سى چهل روز پشت سر هم روزه مىگيرند ، و در طىّ اين مدت طولانى جز سبزى و روغن چيزى نمىخورند . آنان پس از خاتمه يافتن روزهاى پرهيز به تلافى روزهاى روزهدارى در مصرف گوشت و تخممرغ و موادّ خوراكى ديگر چندان زيادروى مىكنند كه نظم تغذيهشان مختل مىشود . امّا ايرانيان در هر سال بيش از يك ماه روزه نمىگيرند ، و روزهداريشان به آيينى است كه طىّ مدت روزهدارى فقط در مصرف موادّ غذايى قناعت مىكنند ، روزها روزه مىگيرند ، و در موقع افطار نيز غذاى زياد نمىخورند . در جريان ماههاى ديگر طرز غذا خوردنشان عادى است و هيچ تفاوت ندارد .
از ماه فوريه تا ماه مه ( اواسط بهمن تا اواسط ارديبهشت ) مردم ايران از گوشت بزغاله كه به نظر من بهترين و گواراترين گوشتهاست استفاده مىكنند ، و از ماه مارس تا ژوئيه ( اواسط اسفند تا اواسط تير ) بيشتر گوشت بره ، كه آن نيز بسيار مطبوع و لذيذ است به كار مىبرند .
نانى كه در ايران مصرف مىشود به طور كلّى گرد است ، و آن را با وسايل گوناگون مىپزند . امّا براى پختن نان بيشتر از تنور استفاده مىكنند . تنور عبارت از اجاقهاى گردى ساخته شدهء از گل مىباشد كه در گودالى متناسب با حجم آنجا مىدهند . اين اجاق گلى چهار يا پنج پا عمق دارد ، و قطرش دو پاست . خمير را به صورت صفحهاى نازك پهن مىكنند ، و به جدار داخلى تنور كه از حرارت هيمه تافته شده مىزنند . نان پس از يك رب ساعت پخته مىشود . قسم ديگر نان ايرانيان لواش است كه گرد ، و به قدر يك بشقاب مىباشد . كلفتى آن به قدر ضخامت پوست يا مقواست و آن را روى تابه يا با تنور مىپزند .
نوع ديگر نان سنگك است . اين قسم نان را همچنان كه در اروپا معمول است در تنورهاى سرپوشيده مخصوصى كه كف آن به ضخامت تقريبى دو انگشت از سنگهاى كوچكى به اندازهء فندق پوشيده شده مىپزند نان سنگك دراز ، و وزنش به قدر يك ليور و نيم است . خمير را به گونهاى خاص پهن مىكنند و روى ريگ مىگذارند تا پخته شود . چون سنگريزهها حرارت را زودتر جذب مىكنند پختن نان
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 833
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٣٣