اين نكته را نيز يادآورى كنم كه گرچه امساك در مصرف گوشت سلامت مردمان مشرقزمين را بيشتر تأمين و تضمين مىكند ، امّا در عوض مانع رشد بدن و قوى حال و نيرومند شدنشان مىشود .
باز به وضع تغذيه ايرانيان بپردازم : مردم ايران زمين پرخور نيستند ، و بنا به عادت در تغذيه اندازه نگه مىدارند . برخى از محققان بر اين اعتقادند كه عدم حاصلخيزى و فقر عمومى مردم را به قناعت در خوراك ناچار كرده است . امّا من با اين عقيده و قضاوت موافق نيستم ، زيرا اگر نادارى و تنكمايگى مردم را از مصرف غذاى فراوان بازمىداشت خرسندى و قناعت به طبقهء بينوا و كمدرآمد محدود مىشد ، امّا حقيقت اينست همچنان كه مردمان كمدرآمد در مصرف غذا اندازه نگه مىدارند ، افراد دارا و دولتمند نيز به طبع صرفهجو مىباشند . به سخن ديگر توجّه به قناعت ، مخصوص طبقهء مشخص و مردمان طبقهء معين نيست ، و همهء ايرانيان در تمام موارد بالاخص در تغذيه مقتصد مىباشند .
چنان كه پيش از اين شرح دادهام ايرانيان هر روز فقط دو بار غذا مىخورند ، يك بار ميان ساعت ده تا يازده صبح كه غذاشان شامل ميوه ، لبنيّات مرباست ، و آن را حاضرى مىنامند ، زيرا مىتوان در مدتى كوتاه بر سر سفره چيد و به تعبير ديگر همه چيز آن آماده است ؛ و غذاى ديگر را كه قريب هفت ساعت بعد از ظهر مىخورند ، و غذاى اصلى است داراى گوشت مىباشد . صبحانهشان معمولا عبارت است از يك يا دو فنجان چاى و يك قطعه نان ؛ و چون در كشور ايران اختلاف ساعات شب و روز زياد نيست ايرانيان آسان مىتوانند اوقات كار و استراحت ، و وقت غذا خوردن خود را معيّن و تنظيم كنند . آنان در تمام فصول سال بين ساعت نه تا ده بعد از ظهر مىخوابند و بامدادان پگاه برمىخيزند . چون بعضى از افراد سراى سلطنت غذاى اصلى يا غذاى بزرگ خود را پيش از ظهر مىخورند در آشپزخانهء پادشاه روزى دوبار غذا مىپزند .
امّا به هر روى هريك آنها هر روز بيش از يك بار غذاى گوشتدار ندارد ، خواه پيش از ظهر يا بعد از ظهر بخورد .
ايرانيان مصرف خواربار سالانه يا چند ماههء خود را يك بار نمىخرند و گرچه گرانتر تمام مىشود روزانه خريدارى مىكنند زيرا بيم دارند نوكرانشان قسمتى از آن را بربايند . همچنين گوشت مورد مصرف خود را روزانه تهيه مىكنند . به سخن ديگر گوسفندى كه گوشتش شب به كار است بامداد مىكشند ، و مرغ را وقتى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 831
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٣١