ميدان بزرگ به شرحى كه آوردم آرايش يافته بود . سراسر طول گذرگاه شاطر كه بيشتر آنها مسقّف بود نيز به وضع جالبى مزيّن شده بود . همهء دكانها را با آويختن پارچههاى گرانبها و قاليهاى نفيس زينت داده بودند . برخى از آنها را با نصب انواع اسلحه به صورت انبار تسليحات درآورده بودند ، و ميان آنها كتيبهها و شعارهايى تعبيه كرده بودند . هربار اندك مدتى پيش از آن كه شاطر از آن كوچهها بگذرد آنها را از نو آبپاشى ، و با گل تزيين مىكردند . بيرون شهر تا محلى كه تيرها نصب شده بود به انواع بيرقها و تزيينات گوناگون آرايش يافته بود . تيپى از افراد هندى كه شمارشان از دو تا سه هزار تن افزون بود در يك قسمت ميدان ، و فوجى از ارامنه كه عدهشان به همين اندازه مىرسيد در قسمت ديگرى از ميدان ايستاده بودند . صف زردشتيان و يهوديان در جاى ديگر ميدان بود .
بارى ، به خاطر خوشامد پادشاه ، همهجا به نيكوترين طرز آرايش يافته بود .
بزرگانى كه خانههاشان در گذرگاه شاطر بود ، جلو در خانه ميزى گذاشته بودند ، و روى آن را سينىهاى پراز انواع شيرينى و ميوه و قدحهاى بزرگ پراز شربت چيده بودند . در تمام طول مسير آلات موسيقى وجود داشت تا آهنگنوازان به محض مشاهدهء شاطر آنها را به نوا درآورند .
شاطر پيراهن ساده و نازكى از جنس كتان سيم تار كه رانهايش را نيز مىپوشاند ، بر تن داشت . افزون بر آن پارچهاى چندلا كه به شكل صليب سنآندره ، روى شكمش تاخورده بود ، سينه و پهلوهايش را محكم در خود پيچيده بود . اين پارچه ميان ساقهاى پايش با كتان ديگرى مربوط بود . بازوان و ساقهاى پا و رانهاى شاطر عريان ، و اندوده به روغنى گندمى رنگ مركب از عصارهء جوزبويا و روغن گل و دارچين بود . پاى افزارش شبيه كفش نوكرها بود . كلاه سادهاش كه با سه يا چهار پركوچك و سبك تزيين يافته بود تا روى گوشهايش پايين آمده بود .
روى كلاه و گردن و بازو و سينهء شاطر چندين تعويذ و طلسم آويخته شده بود .
وضع ظاهر شاطر چنين بود كه آوردم . وقتى به حركت درمىآمد شانزده تا بيست تن از شاطرهاى بزرگان پيشاپيش يا در دو طرف او به نوبت مىدويدند .
همچنين در جلو وى بيست و پنج تا سى نفر سواركار به حركت درمىآمدند . بعض آنان از جمله اعيان و اشراف بودند ، و دويست قدم جلوتر از همه اسب مىتاختند .
اينان به منظور مزيد جلال و شكوه نمايش در مراسم شركت مىكردند نه براى گشودن و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 794
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٩٤