او بود زيرا قبلا قرار بود از صبح كاذب به دويدن بپردازد ؛ و ساعت چهار يك ساعت پيش از دميدن سپيدهء صبح كاذب بود . به فرمان مسؤولان برگزارى جشن صاحبان خانههاى مسير شاطر و دكانداران ، جلو دكانها و خانههاى خود را آذينبندى كردند ، و نوكران سراسر راه را جارو و آبپاشى نمودند . همهجا مانند تنظيفاتى كه پيروان كليساى رم روز برگزارى جشن خدايان مىكنند پاكيزه و تزيين شده بود . سراسر ميدان شاه اصفهان همانند سالن بال خلوت و تميز بود . جلو در بزرگ كاخپوشى به طول هشتاد و به پهناى سىپا و ارتفاع مناسب ، روى پايههاى مطلّا برافراشته بودند .
پيرامون چادر و طرفى كه رو به كاخ و راه آمدن شاطر بود ، باز بود . سراسر جدار داخلى پوش را با قاليهاى گرانبها و پارچههاى زربفت همانند آستر پوشانده بودند ؛ و در قسمت پايين چادر قالى بزرگ يك پارچهء گرانبهايى گسترده بودند . روى اين قالى پرقيمت بالشهاى زربفت قرار داشت . از بالا تا پايين پايههاى خيمه منگولههايى كه شاطرهاى دربار به منظور تقويت روحيّهء خود هنگام دويدن به سر و كمر خود مىآويزند آويخته بودند . در يك گوشه قفسهاى كه در آن ظرفهاى زرين و جواهرنشان چيده بودند قرار داشت . اين ظرفها مخصوص نوشيدن آشاميدنيهاى گوناگون بود . و در قفسهء ديگر بيست سينى طلا همه پراز شيرينيهاى خشك و تر و انواع مربا وجود داشت . ده يا دوازده نفر از شاطرهاى مخصوص دربار همه ملبّس به لباسهاى گرانبها كه جامهء هر نفر به رنگى و آرايشى جداگانه بود به بزرگانى كه دعوت شده بودند اداى احترام مىكردند . لباس شاطرها از آنرو هر كدام به رنگى بود كه در ايران هنوز مرسوم نيست كه خدمتگران دربار و يا مقامات عالى ديگر لباس متّحد الشكل بپوشند .
دستهاى از افراد گارد شاهى بر در پوش آمادهء خدمت بودند ، و نگهبانان سلطنتى در تمام راههاى ورودى ميدان به صورت فشرده صف بسته بودند . روبهروى در بزرگ كاخ نه فيل كه همه غاشيههاى گرانقيمت داشتند ، و دست و پا و گردن و پهلوشان به چندان زنجير و تزيينات نقره آرايش يافته بود كه هيچ حيوان پرزورى قدرت كشيدن سنگينى آنها را نداشت ، بر پا ايستاده بودند . هر يك اين فيلها فيلبان مخصوص داشت ، و همهء آنان ملبس به لباس فيلبانان هندى بودند . بزرگترين و تنومندترين فيلها براى سوارى شاهنشاه تزيين و آماده شده بودند . بر پشت اين فيل بهجاى زين و ساز و برگ تخت سقفدارى تعبيه كرده بودند . اين تخت چندان
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 792
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٩٢