خيمه شببازان و شعبدهگران ايرانى بر خلاف شعبدهبازان ما هرگز به غرض گدايى و گرفتن پول به در خانهها نمىروند بلكه در ميدانهاى پرجمعيت يا جاهايى كه گذرگاه عام است به نمايشگرى مىپردازند . و هر كس مايل باشد پولى به آنان مىدهد . آنان شعبدهگرى خويش را با گفتن داستانهاى شيرين و نقل طرايف و ظرايف و خوشمزگى و شوخى آغاز مىكنند ، و ضمن عمليات خود شيرينكاريها مىنمايند . گاه به چهرهء خود نقاب مىزنند ، و گاه بدون نقاب ظاهر مىشوند ، و به هر روى قريب سه ساعت تماشاگران را سرگرم مىدارند . و وقتى شعبدهگرى به پايان مىرسد از همهء تماشاكنندگان طلب مىكنند چيزى به آنها بدهند . و اگر كسى به منظور گريز از دادن پول به آهستگى ميدان را رها كرد ، ارشد دستهء شعبدهبازان با صداى بلند مىگويد هركس از جا برخيزد و گرمى و رونق نمايش ما را بشكند و برود دشمن على باشد ، و اين چنانست كه بگويد دشمن خدا و پيغمبر و امامان باشد .
بعضى مردم گاهى شعبدهبازان را براى اجرا كردن نمايش به خانهء خود دعوت مىكنند ، و در مقابل مبلغى معادل دو اكو به آنان مىدهند . ايرانيان به اينگونه نمايشها و شعبدهبازيها مسخره مىگويند كه مترادف با بازى و شوخى است و لفظ ماسكاراد
) Mascarde (
را ما از اين كلمه گرفتهايم .
جز اين شعبدهبازان ايرانى كه به شرحى كه آوردهام در تمام ايران پراگندهاند عدهاى از شارلاتانها و تردستهاى هندى در شهرهاى مهم ايران مخصوصا در اصفهان به سر مىبرند . اما اينان شعبدهبازتر از حقهبازان ايرانى نيستند ، و من از زودباورى و سادهلوحى بسيارى از جهانگردان كه بدون تأمل پذيرفتهاند كه اين شعبدهبازان مىتوانند در يك چشم بهمزدن درختى به وجود آورند و گل و ميوه بر آن برويانند و به طرفة العينى از تخممرغ جوجه بيرون آورند و هزار گونه شگفتيهاى ديگر به معرض بروز و ظهور برسانند سخت درشگفتم . از جمله آقاى تاورنيه
) Tavernier (
شرح مبسوطى دربارهء اين خوارق در سفرنامهء خويش آورده ، و گرچه ضمن بيان اين شعبدهبازيها به اجمال و ابهام به نحوه عمل آنها اشاره كرده ، اما من وقتى نخستينبار تردستيها و چشمبنديهاى اين شعبدهگران را ديدم دريافتم كه كارشان ترفند است ، از اينرو در اعمالشان دقيق شدم و به چگونگى شعبدهگريشان پى بردم و آن چنين است : آنها چادر كوچكى به شكل دايره يا چهارگوش در حياط يا باغچه يا هر محلى كه براى نمايش انتخاب كردهاند ، مقدارى دور از محل اجتماع