تيغههاى برانى به فاصلهء يك گام تعبيه شده به جهش مىگذرند . اين تيغهها با همهء تيزى كه دارند چنان نرمند كه به اندك تماس و فشار خم مىشوند . همچنين اين شعبدهبازان از ميان طنابى كه به شكل مربع درآوردهاند و طول هر پهلويش از شانزده تا هجده شست بيش نيست ، و يك طفل به زحمت از آن مىگذرد با جهشى ناگهانى از آن عبور مىكنند . طرز عملشان اينست دو نفرى كه مقابل هم ايستادهاند و هر كدام دو سر طنابى را كه به شكل مربع درآمده است در دست دارند ، در لحظهء عبور شعبدهباز باز مىكنند ، و پس از گذشتن وى در دم به شكل اول در مىآورند ، و چنان اين كار را ماهرانه و تند انجام مىدهند كه كسى متوجه عمل آنها نمىشود .
اين شعبدهگران در حالى كه مشعلهايى دو سر سوزان در دست دارند بىآن كه رنجى ببينند ضمن حركات ماهرانه صورت و سر خود را از ميان شعلهء مشعلها مىگذرانند . اينان روى دو دست و دو پاى خود كه قائم نگهداشتهاند بدن خود را خم مىكنند و به دو آهنگر دستور مىدهند سندانى روى سينهشان بگذارند و روى آن از قطعه آهن تفتهاى بيل بسازند ؛ و براى اين كه نيرو و استقامت خويش را خوبتر بنمايند ، و نشان دهند بر اثر ضربتهاى سنگين پتك آهنگر بدنشان خم نمىشود ، زير بدن خود شمشيرى به وضع قائم چنان تعبيه مىكنند كه نوك آن با پشت شعبدهگر بيش از يك انگشت فاصله ندارد ؛ و چندان به چنين حال باقى مىمانند كه دو آهنگر كار ساختن بيل را به پايان برند .
پس از پايان يافتن اين شعبدهگرى شعبدهباز ديگرى به ميدان آمد ، و بعد از اين كه به همان وضع بدنش را خم كرد دستور داد روى شكمش كه عريان بود سيب يا خربزهاى بگذارند ، و كسى پيش آمد و با شمشيرى كه در دست داشت چنان بر آن ميوه زد كه از ميان به دو نيم شد و به شكم شعبدهباز آسيبى نرسيد .
بعضى از شعبدهبازها به جاى مهره از تخممرغ استفاده مىكنند . آنها هفت يا هشت تخممرغ را در توبرهاى مىگذارند و با پاى خود لگدكوب مىكنند ، يا يكى از تماشاگران را كه به انجام دادن اين كار مايل باشد مىخوانند ، و پس از دمى چند نشان مىدهند كه تخممرغهاى له شده به چند جوجه كبوتر يا جوجه مرغ تبديل شده است . آنگاه توبره را به تماشاگران نشان مىدهند تا ببينند و تصديق كنند كاملا خالى است . سپس آن را ميان ميدان شعبدهبازى روى زمين مىگذارند ، پس از چند لحظه به دست مىگيرند ، و از ميان آن بعض لوازم آشپزخانه بيرون مىآورند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 786
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٨٦