و با چابكى و چالاكى دهها حركت متفاوت انجام مىدهند ، و وضع مختلف مىگيرند . آنگاه با شمشير به نبرد مىپردازند ، و هر كدام ضربههاى شمشير ديگرى را با پيش گرفتن سپر دفع مىكند . هر دو با لبهء تيز شمشير به هم حمله مىبرند ، مگر اين كه كاملا نزديك هم باشند . در اين صورت با نوك سلاح خود به هم هجوم مىآورند . شمشيربازان گاهى به راستى پيكار مىكنند ، و كار به خونريزى مىكشد . در چنين مواقع آنها را از هم جدا مىكنند .
جز اين ورزشها كه به منظور نمايش يا تفنن و تفريح خاطر انجام مىپذيرد ، بندبازان ، خيمهشببازان ، شعبدهبازان نيز مانند همكاران خود در سراسر جهان با مهارت تمام هنرنمايى مىكنند . بندبازان طنابى از برجى به ارتفاع سى تا چهل تواز مىآويزند و به چابكى هرچه تمامتر از آن بالا مىروند و به زير مىآيند . شگفت اين كه بالا رفتن و پايين آمدنشان روى شكم و مانند ديگران نيست ، بلكه آنان سر به پايين و با كمك انگشتان پا از طناب كه بسيار ضخيم نيست خود را به بالا مىكشند يا از بالا به پايين مىآيند . ديدن هنرنماييهاى اين دسته از بندبازان هنگامى به راستى رعشهآور است كه براى نمودن و عرضه داشتن هرچه بيشتر هنر و نيروى خود طفلى را بر دوش خود سوار مىكنند و در حالى كه پاهاى طفل از دو سو آويخته است و او را به اتكا و نيروى پيشانى خود نگهدارى مىكنند از طناب بالا مىروند . اينان مانند بندبازان اروپايى روى بندهايى كه افقى كشيده شده نمىرقصند ، بلكه روى بند به جهش و شعبدهبازى هنرنمايى مىكنند . مهمترين و شگفتانگيزترين كارشان اين است كه موقعى كه بندباز بالاى بند مىرود دو سينى توگود به او مىدهند . بندباز آنها را چنان قرار مىدهد كه پشت سينىها به هم متكى باشد . سپس خود در گودى سينى رو مىنشيند ، با نهايت چابكى و چالاكى دوبار به طرف جلو و عقب چرخ مىزند ، و درست با چرخش دوم سينى رو را از بالا به زير مىاندازد و روى سينى زيرين مىنشيند . سپس دگربار دو بار چرخ مىخورد سينى ديگر را به پايين مىافگند ، و خود همچنان كه بر اسب سوار مىشوند ، روى طناب سوار مىشود . برخى از بندبازان به جاى طناب از زنجير استفاده مىكنند ؛ و روى آن به هنرنمايى مىپردازند .
جز از بندبازان شعبدهگران ديگرى نيز هستند كه با چابكى جهشهاى شگفتانگيزى از خود به منصّه ظهور مىرسانند . اينان از دايرهاى كه دورش در داخل
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 785
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٨٥