كه كمانكش مبتدى راست كردن يك كمان معمولى را آموخت ، كمان ديگرى را كه حلقههاى درشت آهنين به زه آن بستهاند ، و بدينگونه سنگين كردهاند به او مىدهند .
كمانهايى وجود دارد كه وزنشان از صد ليور تجاوز مىكند .
چنان كه گفتم جوانان در حال جهش و حركت گاهى روى يك پا ، ديگرگاه روى زانوان ، بعضى وقتها در حال دويدن ، كمان را مىكشند ، يا شل و رها مىكنند . در جريان اين كارها بر اثر به هم خوردن حلقههاى آهنين صداى ناراحتكنندهاى برمىخيزد ، و اين طرح و تدبيريست براى كسب نيروى بيشتر .
هنرآموز زمانى يقين حاصل مىكند شاگردش در اين فنّ مهارت يافته كه بتواند همزمان با وقتى كه كمان را با دست چپ خود در حال گشاده و راست كاملا استوار ، و بدون لرزش گرفته ، زه كمان را با انگشت شست دست راست به طرف گوش چنان بكشد كه خواهد به آن ببندد . براى اجراى هرچه بهتر و كاملتر اين تمرين ، حلقهاى كه از داخل يك شست ، و از بيرون نيم شست پهنا دارد به انگشت شست خويش مىكنند . اين حلقه از شاخ يا عاج ، يا از سنگ يشم كه نوعى از مرمر است ، مىباشد .
شاه يكى از اين حلقهها را دارد كه جنس آن نوعى استخوان سخت و سبك ، و به رنگ زرد و سرخ طبيعى است ، و مردم بر اين باورند اين استخوان همانند كاكلى بر فرق نوعى پرندهء بزرگ كه در جزيرهء سيلان به سر مىبرد ، مىرويد .
وقتى شاگرد در فنّ كشيدن كمان ورزيده و ماهر شد نوبت تيراندازى به هوا فرا مىرسد ، و هرچه تير بيشتر به بالا پرش كند نشان نيرومندى افزونتر تيرانداز است ؛ و بهترين كمان و قوىترين كمانكش آنست كه بتواند چهل و پنج درجه كه بالاترين حدّ برد كمان است تيراندازى كند . آنگاه نوبت تيراندازى بدون مقدمه و فورى مىرسد ، و اين كار تنها با كشيدن زه جنبهء تحقق نمىيابد ، بلكه تيرانداز بايد تير را راست و محكم ، بىآنكه دستش بلرزد ، در چلهء كمان بگذارد .
سپس هنگام آموزش تيراندازى سنگين و بنيرو فرا مىرسد ، و آن به طريقى است كه شرح مىدهم . روى چهار چوبهاى به طول چهار پا صفحهاى به قطر دو پا نصب مىكنند ، و چهار چوبه را كه همانند يك قاب قالبگيرى است روى تپّهاى از ماسه به عمق پنج تا شش پا كه كاملا متراكم شده باشد ، تعبيه مىكنند . سپس تيرانداز يك كمان و يك تير بدون پرآماده مىكند ، و وقتى براى تيراندازى حاضر شد نوكرى پارهسنگى به طرف وسط چهارچوب پرتاب مىكند ، و قصدش از اين كار هم
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 781
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٨١