بعضى نواحى جنگل وجود ندارد . از اينرو در آن جانوران درنده ديده نمىشود . با وجود اين در جنگلهاى هيركانى و كردستان يا كلدهء قديم بعضى حيوانات درنده از قبيل شير ، ببر ، پلنگ ، خرس ، همچنين جوجهتيغى و گراز وجود دارد ؛ و اين كه قدما سرزمين هيركانى را جايگاه جانوران درنده خواندهاند دور از حقيقت نيست .
زمانى كه من و همراهانم در آنجا اقامت داشتيم آشنايان و دوستانم نمىگذاشتند از شهر بيرون برويم ، و تنها و بدون همراه بيش از پانصد قدم از شهر دور شويم . زيرا بيم داشتند اين حيوانات درنده ما را بدرند . اين نكته را بايد متذكر شوم كه نه در هيركانى و نه در هيچيك از ايالات ديگر ايران گرگ مطلقا وجود ندارد « 1 » .
اما در بعضى از ايالات آنقدر ملخ زياد است كه وقتى دستههاى انبوه آنان همانند پارههاى بزرگ ابر به حركت درمىآيند مانع تابش نور خورشيد به زمين مىشوند ، و فضا را تاريك مىكنند ؛ و من در فصول آينده دربارهء آنها سخن خواهم گفت . در برخى نقاط ايران كژدمهاى درشت و سياهى وجود دارند كه زهرشان كشنده است ، و هر كس را بگزند پس از چند ساعت مىميرد . در بعضى جاها نيز سوسمارهاى بزرگى وجود دارند كه درازاشان از يك ذراع در مىگذرد ، وحشتناكند ، از درشتى به خوكهاى بزرگ مىمانند ، و پوستشان مثل پوست سگهاى دريايى سفت و سخت است . بعضى مىگويند اين سوسمارها به آدم حمله مىبرند ، و انسان را از پا درمىآورند . در برخى نقاط جنوبى ايران به كثرت مگسهايى ديده مىشوند كه پاى بعضى از انواع آنها مانند ساق نوعى از حشرات كه ما پشهء آبى مىناميم بلند است ؛ و نوع ديگرشان سپيد و كوچك و بسان شبگزند . از پريدن اين حشرات كوچك صدا برنمىخيزد ، اما چنان تند و سخت مىگزند كه چنان مىنمايد سوزن به تن آدمى فرو شده است . ميان حشرات خزنده نوعى كرم دراز وجود دارد كه چون سراسر طول اندامش داراى پاست آن را هزار پا مىگويند ؛ گزيدنش دردآور است و اگر وارد گوش انسان شود خالى از خطر نيست .
هامش
( 1 ) - گفتههاى شاردن در اين مورد نيز غالبا سست و نادرست است . بر خلاف نوشته وى گرگ در بيشتر نقاط ايران وجود دارد ، به همين سبب در كتابهاى تاريخى و ادبى و قصههاى ما نام گرگ بسيار آمده ، و دربارهء اين جانور حكايتها پرداختهاند .