است ، و مزهء خوش گوشت خوك و گرازهاى وحشى را ندارد .
در فصل خوراكيها از خصوصيات جانوران كوچك به تفصيل سخن مىگويم ، و در اينجا فقط در اشاره به گوسفندان ايران متذكر مىشوم كه در ايران گوسفند و بز به تعداد زياد وجود دارد . بيشتر گوسفندان اين كشور از آن دونوعند كه ما فرانسويان گوسفندان بربرى مىناميم . دنبهء اين نوع گوسفندان چندان بزرگ مىشود كه سنگينى آنها از سى ليور هم در مىگذرد ، و حمل اين بارگران براى اين حيوان بيچاره بسيار دشوار مىباشد . دنبهء گوسفند شبيه قلب است يعنى بالاى آن باريك و پايينش پهن مىباشد ، و گاهى چنان سنگين مىشود كه گوسفند از كشيدنش در مىماند . از اينرو در بعضى جاها گردونهء كوچكى را كه دو چرخ دارد با رشتههاى خاصى به حيوان مىبندند ، و دنبهاش را روى آن مىگذارند تا زياد بر او سنگينى نكند .
باكتريان ، ماد ، ارمنستان از جمله ايالات ايران مىباشند كه در آنجا گوسفندان بسيار پرورش مىيابند ؛ و من در اين سرزمينها گلههاى عظيمى ديدهام كه در سطحى برابر چهار تا پنج فرسنگ مىچريدند . در سراسر عثمانى تا حدّ قسطنطنيه نيز جابهجا گلههاى عظيم گوسفندان ديده مىشود .
امّا حيواناتى كه شكار شدن را شايند در ايران نسبت به اروپا بسيار اندك مىباشند . زيرا قسمت اعظم اين سرزمين كمآب و خشك و بىدرخت است ، و فقط ايالات هيركانى و ايبرى ، و كلده داراى رطوبت و درخت بسيار مىباشند . در اين ايالات ، و از آن پس در ارمنستان و ماد گوزن ، غزال ، آهو ، و زرافه وجود دارد ، در نواحى كوهستانى كشور بز كوهى هست ، و در سراسر كشور انواع خرگوش به تعداد زياد ديده مىشود . غزال در همه جاى منطقهء مشرقزمين به شمار فراوان وجود دارد . اين حيوان بسيار زيبا و كوچكتر از گوزن است ، و در اروپا چندان زياد است كه به وصف نمىگنجد ، و من بر اين گمانم اين همان حيوانى است كه عبريها كتص « 1 » مىنامند و غالبا با دو حرف اختصارى « ك » و « ص » از آن ياد مىكنند ، و در كتاب مقدس به آن اشاره شده است .
چنان كه پيش از اين ياد كردم ايران كشورى درختناك نيست ، و جز در
هامش
( 1 ) - احتمال مىرود مراد شاردن از حيوان كتص) Chets (نوعى بز وحشى باشد كه فينيقىها آن را آزا) Aza (يا آزّا) Azza (ناميدهاند .