تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
گوشتش مانند گوشت قرقاول خوش‌مزه ، اما تيره‌رنگ است . پرهايش زيبا و بالهايش دراز مىباشد ، و انبوهى از پربسان جقّه بر سر دارد . مرغان نغمه‌پرداز ايران نيز همانند پرندگان آوازخوان ما مىباشند . بلبلان در همه فصول خاصه در بهاران نغمه‌سرايى مىكنند . پر و بال سهره به راستى ديدنى و تماشايى است . كاگلى بزرگ
) Calandre (
پيوسته آواز مىخواند ، و هر نغمه را مىآموزد . به نوعى چلچله هرچه بخواهند ياد مىدهند ؛ و پرندهء ديگرى كه نورا
) Noura (
نام دارد هرچه يادش بدهند ، به صورت شيرين و دلپذير تكرار مىكند . از جمله پرندگان غير اهلى ايران پرنده‌ايست كه منقار دراز دارد . ما فرانسويان آن را پليكان مىخوانيم و ايرانيان تكاب يعنى حمل‌كنندهء آب ، همچنين ميش مىنامند . زيرا اين پرنده در ايران همانند گوسفند بزرگ مىشود . پر و بالش مانند پرغاز سفيد و نرم ، و سرش عجيب مىنمايد . از آن كه نسبت به اندامش كوچك است . منقارش به كلفتى ساق دست ، و به بلندى شانزده تا هجده شست مىباشد . زير منقارش پوسته‌اى آويزان است كه هر وقت بخواهد مانند بادبزنى آن را مىبندد يا مىگشايد . اين پوستهء كيسه مانند به اندازهء يك كاسه آب جا مىگيرد . منقارش را معمولا روى پشتش مىنهد ، و در همان حال مىخوابد . اين پرنده از ماهى تغذيه مىكند ، و در شكار كردن ماهى بسيار چابك و دلير است . زير آب به انتظار مىماند و منقارش را به شكل دام چنان مىگستراند كه يك برّه مىتواند در آن‌جا بگيرد . ايرانيان نام برندهء آب از آن به اين پرنده داده‌اند كه در صحارى بىآب نظير منطقهء عربستان زندگى مىكند ، و جايى آشيان مىسازد و تخم مىگذارد كه به چاه نزديك نباشد تا از تعرض جانوران در امان بماند . زيرا باديه‌نشينان بر سر چاه‌ها و چشمه‌ها خيمه برپا مىكنند . پليكان براى سيراب كردن خود و جوجه‌هايش غالبا به‌قدر مسافتى كه چهار پايان در دو روز طىّ طريق مىكنند ، پرواز مىنمايد ، و وقتى به آب رسيد كيسهء پيوسته به منقارش را پراز آب مىكند . مسلمانان بر اين باورند اگر زائران حج در بيابان بىآب بمانند ، خداوند وسيلهء همين پرندگان به آنان آب مىرساند . همچنان كه كلاغان را مأمور فرموده به الى
) Elie (
مدد رسانند ، و شايد به همين جهت است كه ما اروپاييان اين پرنده را پليكان ناميده‌ايم ؛ زيرا او خود را فداى جوجگان خود مىكند . دانشمندان تاريخ طبيعى دربارهء اين پرنده به افسانه گفته‌اند : پليكان سينهء خود را مىشكافد تا جوجگانش خونش را بخورند و سير شوند .