خوراك قانعترين حيوانات مىباشد و جاى شگفتى است كه حيوانى بدين جثّهء عظيم چگونه با غذاى اندك سلامت مىزيد .
شتر در ايران فراوان است ، يكى از صادرات مهم ايران به كشور عثمانى است ، و هر سال تركان عدهء زيادى از اين حيوان را مىخرند . شترهاى ايران يك كوهانهاند ، اما شترهاى هند و عرب دو كوهان دارند . در مناطق جنوبى و شرقى ايران چنان كه در عربستان و تاتارستان و هندوستان معمول است نوعى شتر براى سوارى تربيت مىكنند كه آنها را رواحيه يا تيزرو مىگويند . اين قسم شتران چنان به سرعت مىدوند كه اسب زمانى نيروى همگامى با آنان دارد كه چهار نعل بدود . اينان همان شترانى مىباشند كه عبرانيان آنها را جملا فاركا
) Gemela Fareka (
مىنامند .
در بعضى از ايالات ايران مخصوصا در سواحل خليج فارس شتر و خر را با ماهى خشك تغذيه مىكنند . همچنين در مشرقزمين همهء حيوانات باربر را هفتهفت مىشمارند ، و هر هفت را يك قطار مىگويند . زيرا غالب ستوربانان و ساربانان راه رفتن شتران را با نواها و صداهاى موزون هماهنگ مىكنند ؛ بدين معنى كه شتر برحسب آواز تند يا ملايمى كه مىشنود حركتش را تند يا آهسته مىكند ؛ از اينرو ساربانان وقتى راه درازى در پيش داشته باشند و بخواهند زود به مقصد برسند صداى زنگ شتران را تندتر مىكنند ، يا خود آوازهاى هيجانانگيز مىخوانند .
گاوهاى بيشتر نواحى ايران همانند گاوهاى كشور فرانسهاند ؛ اما گاوهاى مجاور سرحدات هندوستان كوهان يا نوعى برجستگى در پشت دارند . گوشت گاو در ايران مصرف زياد ندارد ، و اين حيوان را بيشتر به منظور باركشى و شخم كردن زمينهاى مزروعى تربيت مىكنند ، و اگر بخواهند براى باركشى در راههاى كوهستانى از آنها استفاده كنند ، به دست و پايشان نعل مىزنند .
در سراسر ايران زمين جز در دو ايالت ايبرى و ماد « 1 » خوك وجود ندارد . « 2 » از روى ديگر نوعى گراز كوچك كه به خوك شبيه است مىپرورند ، و ارمنيهاى ساكن اطراف اصفهان در فصل زمستان آنها را به مسيحيان مىفروشند . پوست اين جانوران همانند پوست گراز سياه و سخت ، و گوشتشان سرخ و خشك و كمچربى و بىرمق
هامش
( 1 ) - ايبرى و ماد گرجستان و آذربايجان است .
( 2 ) - خوك در بيشتر نقاط ايران وجود دارد .