مىكنند . به اين ترتيب كه نخست مدت چهار يا پنج روز به آنان قصيل مىخورانند .
اين علف كه آب زياد در خود دارد بسان مسهل معدهء حيوان را كاملا تخليه مىكند .
سپس مدت پنج يا شش روز جو نارس كه همچنان در خوشه است به حيوان مىدهند ، و بعد آن را با كاه مخلوط مىكنند ، و مدت سه يا چهار هفته به حيوان مىخورانند . در پانزده روز اوليّه اسب را در اصطبل نگهدارى مىكنند ، و بر آن سوار نمىشوند . حتى در شش روز اوّل تخته پهن هم برايش پهن نمىكنند .
در ايران اسبها دچار بيماريها و عوارض گوناگون مىشوند . امراضى كه اروپاييان به آنها آشنايى ندارند . مثلا وقتى جو بسيار مىخورند دستهاشان ورم مىكند ، لاغر مىشوند ، و در سينهشان غدّههايى در وجود مىآيد . براى اين كه خوب شوند آنها را داغ مىكنند يا چندى به آنها جو نمىدهند ، يا با تيغهاى از نى محلّ ورم را مىشكافند تا چركش بيرون برود . گاهى نيز در هريك از دو طرف بينى حيوان دو غضروف مىرويد . در چنين حال اسب از اشتها مىافتد ، شكمش مثل طبل پرباد و سخت مىگردد ، و مىخواهد هميشه بخوابد ؛ و اگر به درمانش نكوشند پس از سپرى شدن بيست و چهار ساعت تلف مىشود . نام اين بيمارى ناشان مىباشد . همين كه غضروف اضافى در بينى اسب ديده شد ، دو طرف بينى حيوان را مىشكافند و نرمه استخوان را بيرون مىآورند . در صورتى كه اين كار به موقع انجام پذيرد اسب به زودى درمان مىگردد .
بيمارى ديگر اين كه گاهى در گوشت كنار چشم حيوان غضروفى در وجود مىآيد كه اگر خارج نشود اسب تلف مىشود . براى بيرون آوردن اين نرمه استخوان ابتدا حيوان را روى زمين مىخوابانند ، سپس محلى را كه غضروف در وجود آمده مىشكافند و آن را خارج مىكنند . گاهى نيز لبانش متورّم مىگردد ، و بر اثر آن اشتهايش سلب مىشود . براى درمان با درفش يكى از رگهاى بالاى دهان حيوان را مىگشايند .
علاج بيشتر بيماريهاى ديگر اسبها كه غالبا در ساق پا و سمشان پديد مىآيد داغ كردن است ؛ و اين طريق مداوا سخت اثربخش مىباشد . در مشرقزمين براى معالجهء انسان نيز در بيشتر موارد از شيوهء داغ كردن استفاده مىشود ؛ و در اينباره در فصول آينده به تفصيل سخن خواهيم گفت .
در ايران براى چاق كردن اسب روشى به كار مىبرند كه به نظر افسانه و باور
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 743
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٤٣