آنها نقش شده ، مشخّص شدهاند ، و هيچكس حق ندارد اسبهاى خود را با اين علامت ، و در همان موضع داغ كند . همچنين هيچ كس مجاز نيست اسبى را كه شاه به وى اعطا فرموده بفروشد ، امّا مىتواند با اسب ديگر عوض كند . اگر اتفاقا اسب اعطايى بميرد صاحبش بايد آن قسمت از پوست او را كه نقش داغ دارد با قسمتى از گوشت زير آن ببرد ، و تحويل ميرآخور خاص شاه بدهد ، و در حضور وى سوگند ياد كند كه اسب به مرگ طبيعى درگذشته ، نه بر اثر بىغذايى و خستگى از كار زياد .
پس از انجام يافتن اين مقدمات ميرآخور اسب سقط شده را از جمع اسبهاى اعطايى كه مقدارشان در دفترى خاص ثبت شده كسر مىكند ، و تحت شرايطى اسب ديگرى به وى مىدهد .
گفتنى است كه مسؤولان اصطبل شاه قطعه پوست اسب سقط شده را در آب مىگذارند پس از چند ساعت بيرون مىآورند ، و با نگاه كردن در مىيابند كه اسب واقعا به مرگ طبيعى تلف شده يا بر اثر بىغذايى و كار زياد . زيرا بعضى از كسان كه اسب به ايشان اعطا شده وقتى از دادن كاه و جو به آن در بمانند آن را به عمد تلف مىكنند ، يا به اميد گرفتن اسب بهتر آن را به نوعى از پا درمىآورند .
ايرانيان در خريد و فروخت اسب همان شرايطى را كه ما در اين كار رعايت مىكنيم بهجا مىآورند ، و براى قطعى شدن معامله سه روز مهلت در نظر مىگيرند .
دربارهء زين و ساز و برگ اسبهاى ايرانى به شرح و توضيح زياد نمىپردازم .
همينقدر مىگويم كه شبيه زين و ساز و برگى است كه تركان به كار مىبرند ، و تفاوت عمده ميان اين دو اين است كه زينهاى ساخت ايران از زينهايى كه تركان مىسازند سبكتر است . با وجود اين پشت اسبهاى ايران زخم نمىشود ، مگر بهندرت ؛ زيرا بالشتك زينهاى ايرانى جداست . اگر پشت اسب زخم شود ستوربان چندان بالشتكها را با قلوهسنگ مىكوبد تا نرم گردد . دنبالهء اين بالشتكها به صورتى بس زيبا قلابدوزى و گلدوزى شده و قسمت جلو آنها نيز از اين زينت بىبهره نيست . ايرانيان همانند تركان به چابكى با يك پرش سوار اسب مىشوند ، اما زين و ساز و برگ اسبهايشان بسى زيباتر و خوبتر و به آيينتر از آن تركان مىباشد .
بعضى از ايرانيان شكاف بينى خران و استران خود را بيشتر مىكنند تا نفس كشيدن بر آنها آسانتر شود ، و به هنگام دويدن بتوانند هواى بيشتر داخل دستگاه تنفّس خود كنند . در فصل بهار معدهء اين حيوانات را تخليه ، و به عبارت ديگر شستشو
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 742
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٤٢